آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ اسفند ۱۴۰۳

      Saturation

      ˌsætʃəˈreɪʃn ˌsætʃəˈreɪʃn

      معنی saturation | جمله با saturation

      noun uncountable

      اشباع (پُرشدگی)

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      Market saturation has led to increased competition among brands.

      اشباع بازار باعث افزایش رقابت بین برندها شده است.

      The saturation of advertisements on social media has made it harder for brands to stand out.

      اشباع تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی باعث شده است که برندها سخت‌تر بتوانند خود را متمایز کنند.

      noun uncountable

      اشباع، خیس‌شدگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Heavy rainfall caused the complete saturation of the ground, making it difficult to walk.

      بارش شدید باران باعث خیس‌شدگی کامل زمین شد و راه رفتن را دشوار کرد.

      The continuous storms led to the saturation of the farmland, damaging the crops.

      طوفان‌های مداوم باعث اشباع شدن زمین‌های کشاورزی شد و به محصولات آسیب رساند.

      noun uncountable

      زیست‌شناسی شیمی اشباع، میزان اشباع (درجه‌ی حل‌شدگی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      The saturation of salt in water depends on temperature and pressure.

      میزان اشباع نمک در آب به دما و فشار بستگی دارد.

      The chemist measured the saturation level of the solution before continuing the experiment.

      شیمی‌دان قبل‌از ادامه‌ی آزمایش، سطح اشباع محلول را اندازه‌گیری کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Carbon dioxide saturation in the atmosphere has increased significantly in recent decades.

      اشباع دی‌اکسید کربن در جو طی دهه‌های اخیر به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است.

      noun uncountable

      هنر اشباع رنگ، غلظت رنگ، شدت رنگ

      Reducing saturation can make an image look more muted.

      کاهش اشباع رنگ می‌تواند تصویر را کم‌رنگ‌تر کند.

      The saturation of red in this picture is too high, making it look unnatural.

      شدت رنگ قرمز در این تصویر بیش‌ازحد است و آن را غیرطبیعی نشان می‌دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد saturation

      1. noun chromatic purity: freedom from dilution with white and hence vivid in hue
        Synonyms:
        intensity vividness concentration fullness impregnation congestion overload plethora surfeit satiety satiation chroma permeation engorgement imbibition interpenetration soaking superabundance

      ارجاع به لغت saturation

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «saturation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/saturation

      لغات نزدیک saturation

      • - saturated fat
      • - saturated transistor
      • - saturation
      • - saturation bombing
      • - saturation point
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.