آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Invention

      ɪnˈvenʃn ɪnˈvenʃn

      شکل جمع:

      inventions

      معنی invention | جمله با invention

      noun countable uncountable B1

      اختراع، ابداع، خلق، نوآفرینی (خلق کردن چیز جدیدی که پیش‌تر وجود نداشته است)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The invention of the internet has transformed the way we communicate and access information.

      اختراع اینترنت شیوه‌ی برقراری ارتباط و دسترسی به اطلاعاتمان را دگرگون کرده است.

      The radio is a wonderful invention.

      رادیو اختراع شگفت‌انگیزی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the invention of the telephone

      اختراع تلفن

      noun countable uncountable

      ساختگی، من‌درآوردی، دروغ، چاخان، داستان‌سرایی، دروغ‌بافی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The whole story is an invention and I don't believe a word of it.

      این داستان همه‌اش من‌درآوردی است و من یک کلمه از آن را هم باور ندارم.

      The employee's invention about why he was absent from work involved a fake illness and a doctor's note that was quickly proven to be forged.

      داستان‌سرایی این کارمند درباره‌ی دلیل غیبتش در محل کار دربردارنده‌ی بیماری جعلی و یک یادداشت پزشک بود که جعلی بودن آن به‌ سرعت ثابت شد.

      noun uncountable

      تخیل مولد، خلاقیت

      The classical legacy shows the abundant invention of the ancient Greeks.

      میراث کلاسیک نشانگر خلاقیت سرشار یونانیان باستان است.

      The author's new novel is a brilliant invention that combines elements of fantasy and science fiction.

      رمان جدید نویسنده خلاقیت درخشانی است که عناصر فانتزی و علمی تخیلی را با هم ترکیب می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد invention

      1. noun creation, creativeness
        Synonyms:
        design development discovery innovation creativity imagination ingenuity genius originality novelty device gadget gizmo contraption contrivance gimmick coinage concoction brainchild opus black box doodad apparatus resourcefulness inspiration inventiveness
        Antonyms:
        steal
      1. noun fabrication, lie
        Synonyms:
        lie fib story falsehood fiction fake sham deceit untruth forgery fantasy fancy yarn figment prevarication tall story
        Antonyms:
        truth

      لغات هم‌خانواده invention

      noun
      invention, inventiveness, inventor
      adjective
      inventive
      verb - transitive
      invent, reinvent
      adverb
      inventively

      سوال‌های رایج invention

      شکل جمع invention چی میشه؟

      شکل جمع invention در زبان انگلیسی inventions است.

      ارجاع به لغت invention

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «invention» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/invention

      لغات نزدیک invention

      • - inveiglement
      • - invent
      • - invention
      • - inventive
      • - inventively
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.