فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Abecedarian

eɪbiːsiːˈderiːən ˌeɪbiːsiːˈdeərɪən
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    abecedarians

معنی

  • noun adjective
    ابجدآموز، ابجدخوان، مبتدی، ابتدایی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد abecedarian

  1. noun One who is just starting to learn or do something
    Synonyms: beginner, fledgling, neophyte, novice, tenderfoot, freshman, amateur, greenhorn, initiate, dabbler, novitiate, learner, tyro, rookie, probationist, debutant, pedagogist, schoolkeeper, schoolteacher
  2. adjective
    Synonyms: allographic, gestatory, graphemic, ideographic, incunabular, logographic, melamed, ur

ارجاع به لغت abecedarian

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abecedarian» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/abecedarian

لغات نزدیک abecedarian

پیشنهاد بهبود معانی