آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

خیمه به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / kheyme /

tent, tabernacle, canvas, pavilion

tent

tabernacle

canvas

pavilion

چادر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

خیمه را به زمین محکم کردیم.

We pegged the tent to the ground.

آن‌ها خیمه را با پارچه‌ها و چراغ‌های رنگی تزئین کردند.

They decorated the tabernacle with colorful fabrics and lights.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد خیمه

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت خیمه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «خیمه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیمه

لغات نزدیک خیمه

پیشنهاد بهبود معانی