آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ آبان ۱۴۰۴

      Transistor

      trænˈzɪstər trænˈzɪstə

      معنی transistor | جمله با transistor

      noun

      ترانزیستور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      a transistor circuit

      مدار ترانزیستوری

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد transistor

      1. noun an electronic device
        Synonyms:
        semiconductor conductor electronic transistor electron tube junction-transistor
      1. noun radio
        Synonyms:
        portable pocket radio battery-powered radio

      سوال‌های رایج transistor

      معنی transistor به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی transistor در زبان فارسی به «ترانزیستور» ترجمه می‌شود.

      ترانزیستور یکی از مهم‌ترین اجزای الکترونیکی در جهان مدرن است و نقشی اساسی در ساخت و عملکرد دستگاه‌های دیجیتال، مدارهای الکترونیکی و فناوری اطلاعات ایفا می‌کند. این قطعهٔ نیمه‌رسانا قادر است جریان الکتریکی را تقویت یا کنترل کرده و به‌عنوان واحدی کلیدی در شکل‌گیری سامانه‌های الکترونیکی عمل کند. ترانزیستور پایه‌ی اصلی بسیاری از فناوری‌های امروزی به شمار می‌رود.

      ترانزیستورها در اصل برای حل مشکل اندازه و محدودیت لامپ‌های خلأ اختراع شدند. این قطعه کوچک توانست همان عملکرد را با ابعاد بسیار کمتر، مصرف انرژی کمتر و طول عمر بیشتر ارایه دهد. با ورود ترانزیستورها، صنایع الکترونیک وارد دوره‌ای جدید شدند و ساخت دستگاه‌هایی مانند رادیوهای قابل‌حمل، رایانه‌های کوچک‌تر و مدارهای مجتمع امکان‌پذیر شد. همین تحول بود که زمینه‌ساز انقلاب دیجیتال و توسعهٔ فناوری‌های نوین گردید.

      در حوزهٔ عملکرد، ترانزیستورها دو نقش اساسی دارند: تقویت‌کنندهٔ سیگنال و کلید الکترونیکی. در نقش تقویت‌کننده، سیگنال‌های ضعیف را تقویت کرده و در مدارهای صوتی، مخابراتی و ابزارهای دقیق کاربرد دارند. در نقش کلید، جریان را بر اساس ولتاژ ورودی قطع و وصل می‌کنند و همین ویژگی پایهٔ منطق دیجیتال و پردازش کامپیوتری است. گفتنی است که هر عملیات دیجیتال در نهایت نتیجهٔ باز و بسته‌شدن میلیاردها ترانزیستور در واحدهای پردازشی است.

      ترانزیستورها انواع متفاوتی دارند که از جمله می‌توان به ترانزیستورهای دوقطبی (BJT) و ترانزیستورهای اثر میدان (FET) اشاره کرد. هر نوع از ساختار و ویژگی‌های خاص خود برخوردار است و بسته به نیاز مدار، خصوصیات الکتریکی و هدف طراحی، انتخاب می‌شود. برای مثال، FETها به دلیل مصرف انرژی پایین در مدارهای مجتمع بسیار پرکاربرد هستند، در حالی که BJTها در برخی کاربردهای تقویتی عملکرد مطلوب‌تری ارائه می‌دهند.

      در دنیای فناوری امروز، ترانزیستور نقشی فراتر از یک قطعهٔ سادهٔ الکترونیکی دارد. میلیاردها ترانزیستور در قالب تراشه‌های کوچک در پردازنده‌های رایانه، تلفن‌های همراه، تجهیزات شبکه و بسیاری از ابزارهای هوشمند قرار گرفته‌اند. پیشرفت فناوری ساخت تراشه‌ها بر توانایی کوچک‌سازی ترانزیستورها متکی است؛ هرچه این قطعه کوچک‌تر شود، امکان افزایش سرعت پردازش، کاهش مصرف انرژی و ارتقای قدرت محاسباتی فراهم می‌شود. ترانزیستور نه‌فقط بخشی از تاریخ الکترونیک، بلکه عاملی تعیین‌کننده در شکل‌گیری آیندهٔ فناوری محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت transistor

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «transistor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/transistor

      لغات نزدیک transistor

      • - transilluminate
      • - transinformation
      • - transistor
      • - transistorize
      • - transistorized
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      taine swing by surfboard staunch steal one's heart specifically pronunciation therian therianthropic law the bare minimum the forties the future is bright the thirties then پرستو ترجیح تعالی تصور توجیه شتاب‌زده فلسفه متوفی نخست نگون‌بخت تعویق ثمر شالوده لباس مردانه لوطی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.