آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

    Additional

    əˈdɪʃnəl əˈdɪʃnəl

    معنی additional | جمله با additional

    adjective B2

    اضافی، افزوده، تکمیلی، مکمل، افزایشی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    additional costs

    مخارج اضافی

    Additional information was gleaned from other sources.

    اطلاعات تکمیلی از منابع دیگر گردآوری شده‌اند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد additional

    1. adjective extra, supplementary
      Synonyms:
      added further more new spare option supplementary increased other appended affixed padding perk on the side over-and-above
      Antonyms:
      necessary

    لغات هم‌خانواده additional

    noun
    addition, additive
    adjective
    additional, added
    verb - transitive
    add
    adverb
    additionally

    سوال‌های رایج additional

    معنی additional به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Additional» در زبان فارسی به «اضافی» یا «بیشتر» ترجمه می‌شود.

    «اضافی» واژه‌ای است که برای توصیف چیزی به کار می‌رود که به مقدار یا تعداد موجود افزوده شده و فراتر از نیاز یا حالت عادی است. این صفت نشان‌دهنده افزایش، تکمیل یا گسترش چیزی است که قبلاً وجود داشته و به منظور بهبود، تقویت یا پوشش نیازهای بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. کاربرد «additional» در موقعیت‌های مختلف روزمره، علمی، فنی و تجاری بسیار گسترده است.

    در حوزه‌های علمی و فنی، «additional» معمولاً به منابع، داده‌ها، امکانات یا مراحل اضافه اشاره دارد که به منظور ارتقای کیفیت، افزایش دقت یا توسعه یک فرآیند افزوده می‌شوند. برای مثال، در یک تحقیق علمی ممکن است «additional experiments» یعنی «آزمایش‌های اضافی» انجام شود تا نتایج کامل‌تر و قابل اطمینان‌تری به دست آید. این مفهوم به ویژه در پروژه‌ها و کارهای تحقیقی اهمیت زیادی دارد.

    در زندگی روزمره و کسب‌وکار، «additional» به خدمات، محصولات یا امکاناتی اطلاق می‌شود که به مشتریان ارائه می‌گردد تا نیازها و خواسته‌های بیشتر آنان را برآورده سازد. مثلاً «additional fees» به معنای «هزینه‌های اضافی» است که ممکن است بابت خدمات ویژه یا فراتر از توافق اولیه دریافت شود. همچنین، «additional staff» به معنی «کارکنان اضافی» است که برای پاسخگویی به حجم کاری بیشتر استخدام می‌شوند.

    از نظر ارتباطی، استفاده از «additional» کمک می‌کند تا تفاوت میان حالت پایه و حالت گسترش‌یافته به وضوح بیان شود و پیام‌ها شفاف‌تر و دقیق‌تر منتقل گردند. این کلمه نقش مهمی در تنظیم قراردادها، شرح خدمات، برنامه‌ریزی‌ها و گزارش‌دهی‌ها دارد و به افراد کمک می‌کند تا محدوده و میزان منابع یا فعالیت‌ها را بهتر درک کنند.

    «Additional» نشان‌دهنده افزودن ارزش، امکانات یا حجم به یک موضوع یا پدیده است که می‌تواند به بهبود کیفیت، افزایش کارایی و پوشش بهتر نیازها منجر شود. آشنایی با کاربردهای این کلمه به ویژه در متون تخصصی و مکالمات حرفه‌ای، موجب ارتقای مهارت‌های زبانی و افزایش دقت در بیان مفاهیم می‌گردد.

    ارجاع به لغت additional

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «additional» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/additional

    لغات نزدیک additional

    • - addition
    • - addition table
    • - additional
    • - additionally
    • - additive
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.