آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      Additional

      əˈdɪʃnəl əˈdɪʃnəl

      معنی additional | جمله با additional

      adjective B2

      اضافی، افزوده، تکمیلی، مکمل، افزایشی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      additional costs

      مخارج اضافی

      Additional information was gleaned from other sources.

      اطلاعات تکمیلی از منابع دیگر گردآوری شده‌اند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد additional

      1. adjective extra, supplementary
        Synonyms:
        added further more new spare option supplementary increased other appended affixed padding perk on the side over-and-above
        Antonyms:
        necessary

      لغات هم‌خانواده additional

      noun
      addition, additive
      adjective
      additional, added
      verb - transitive
      add
      adverb
      additionally

      سوال‌های رایج additional

      معنی additional به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Additional» در زبان فارسی به «اضافی» یا «بیشتر» ترجمه می‌شود.

      «اضافی» واژه‌ای است که برای توصیف چیزی به کار می‌رود که به مقدار یا تعداد موجود افزوده شده و فراتر از نیاز یا حالت عادی است. این صفت نشان‌دهنده افزایش، تکمیل یا گسترش چیزی است که قبلاً وجود داشته و به منظور بهبود، تقویت یا پوشش نیازهای بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. کاربرد «additional» در موقعیت‌های مختلف روزمره، علمی، فنی و تجاری بسیار گسترده است.

      در حوزه‌های علمی و فنی، «additional» معمولاً به منابع، داده‌ها، امکانات یا مراحل اضافه اشاره دارد که به منظور ارتقای کیفیت، افزایش دقت یا توسعه یک فرآیند افزوده می‌شوند. برای مثال، در یک تحقیق علمی ممکن است «additional experiments» یعنی «آزمایش‌های اضافی» انجام شود تا نتایج کامل‌تر و قابل اطمینان‌تری به دست آید. این مفهوم به ویژه در پروژه‌ها و کارهای تحقیقی اهمیت زیادی دارد.

      در زندگی روزمره و کسب‌وکار، «additional» به خدمات، محصولات یا امکاناتی اطلاق می‌شود که به مشتریان ارائه می‌گردد تا نیازها و خواسته‌های بیشتر آنان را برآورده سازد. مثلاً «additional fees» به معنای «هزینه‌های اضافی» است که ممکن است بابت خدمات ویژه یا فراتر از توافق اولیه دریافت شود. همچنین، «additional staff» به معنی «کارکنان اضافی» است که برای پاسخگویی به حجم کاری بیشتر استخدام می‌شوند.

      از نظر ارتباطی، استفاده از «additional» کمک می‌کند تا تفاوت میان حالت پایه و حالت گسترش‌یافته به وضوح بیان شود و پیام‌ها شفاف‌تر و دقیق‌تر منتقل گردند. این کلمه نقش مهمی در تنظیم قراردادها، شرح خدمات، برنامه‌ریزی‌ها و گزارش‌دهی‌ها دارد و به افراد کمک می‌کند تا محدوده و میزان منابع یا فعالیت‌ها را بهتر درک کنند.

      «Additional» نشان‌دهنده افزودن ارزش، امکانات یا حجم به یک موضوع یا پدیده است که می‌تواند به بهبود کیفیت، افزایش کارایی و پوشش بهتر نیازها منجر شود. آشنایی با کاربردهای این کلمه به ویژه در متون تخصصی و مکالمات حرفه‌ای، موجب ارتقای مهارت‌های زبانی و افزایش دقت در بیان مفاهیم می‌گردد.

      ارجاع به لغت additional

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «additional» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/additional

      لغات نزدیک additional

      • - addition
      • - addition table
      • - additional
      • - additionally
      • - additive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.