آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

      Other

      ˈʌðər ˈʌðə

      معنی other | جمله با other

      adjective A1

      غیر، مغایر، دیگر

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      apples and other fruits

      سیب و میوه‌های دیگر

      other men

      مردان دیگر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Mehri and Julie and three other girls

      مهری و جولی و سه دختر دیگر

      I bought two other books.

      دو کتاب دیگر خریدم.

      He had a book in one hand and a gun in the other.

      در یک دست کتاب داشت و در دست دیگر یک هفت‌تیر.

      adjective

      متفاوت، نوع دیگر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه
      adjective

      پیشین، سابق

      adjective

      دیگری

      One (of them) sat down and the other went out of the room.

      یکی (از آن‌ها) نشست و دیگری از اتاق بیرون رفت.

      They died one after the other.

      آن‌ها یکی پس از دیگری مردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Each loved the other.

      هریک دیگری را دوست داشت.

      adjective

      بیگانه، عجیب و غریب

      noun

      به غیر از

      He had no other clothes than those he was wearing.

      لباسی به غیر از آنچه برتن کرده بود نداشت.

      noun

      بقیه، دیگران

      Some factories survived and others went into bankruptcy.

      برخی کارخانه‌ها دوام آوردند و بقیه ورشکست شدند.

      Two of the bicycles were new but the others were old.

      دوتا از دوچرخه‌ها نو بودند؛ ولی بقیه کهنه بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some came and others went.

      برخی آمدند و دیگران رفتند.

      noun

      نقطه‌ی مقابل

      Hate is the other of love.

      نفرت نقطه‌ی مقابل عشق است.

      pronoun

      (برای اشاره به دومین چیز یا شخص) دیگر

      adverb

      جز، به جز، مگر

      All parts of the house other than the windows were in good condition.

      همه‌ی بخش‌های خانه به‌جز پنجره‌ها در وضع خوبی بودند.

      You won't be able to sell it other than by reducing the price.

      نمی‌توانی آن را بفروشی، مگر با کم‌کردن قیمت.

      adverb

      طور دیگر، روش دیگر، نوع دیگر

      in this manner and no other

      بدین روش و نه روشی دیگر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد other

      1. adjective additional, added
        Synonyms:
        extra more another further new alternative supplementary auxiliary spare fresh farther else
        Antonyms:
        related included
      1. adjective different
        Synonyms:
        unlike distinct separate unalike dissimilar diverse distant opposite unequal variant divergent unrelated otherwise contrasting disparate
        Antonyms:
        same similar coinciding

      Collocations

      every other day

      یک روز در میان

      Idioms

      of all others

      بالاتر از همه، مافوق دیگران، بیشتر از همه

      سوال‌های رایج other

      معنی other به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «other» در زبان فارسی به «دیگر» یا «سایر» ترجمه می‌شود.

      این واژه یکی از پرکاربردترین کلمات زبان انگلیسی است که در حوزه‌های مختلف گفتار و نوشتار نقش مهمی ایفا می‌کند. «Other» می‌تواند به عنوان صفت، ضمیر یا حتی اسم در جمله ظاهر شود و بر چیزی یا کسی غیر از مورد مورد نظر دلالت داشته باشد. همین انعطاف‌پذیری باعث شده است که این واژه در مکالمات روزمره، متون ادبی، علمی و حتی رسمی بسیار رایج باشد.

      به‌عنوان یک صفت، «other» معمولاً برای اشاره به فرد یا چیزی متفاوت از آنچه قبلاً ذکر شده یا شناخته شده است به‌کار می‌رود. برای نمونه در جمله‌ی ?Do you have any other questions به‌وضوح دیده می‌شود که منظور گوینده پرسیدن درباره‌ی پرسش‌های اضافی و متفاوت از پرسش‌های قبلی است. در این نقش، «other» بر تمایز یا تفاوت تأکید می‌کند و ذهن مخاطب را به سمت گزینه‌های جایگزین یا اضافی می‌برد.

      به‌عنوان ضمیر، «other» اغلب در معنای «دیگران» یا «چیزهای دیگر» ظاهر می‌شود. برای مثال، در جمله‌ی Some students arrived early, others came later، واژه‌ی «others» جایگزین اسم می‌شود و به دانشجویانی غیر از گروه اول اشاره می‌کند. این کاربرد به متن اختصار و روانی می‌بخشد، زیرا نیاز به تکرار اسم را از بین می‌برد. در این حالت، «other» همزمان کارکرد معنایی و دستوری بسیار مهمی پیدا می‌کند.

      همچنین، «other» می‌تواند در ساختارهای ترکیبی نقش کلیدی داشته باشد. عباراتی چون each other (یکدیگر)، the other (آن یکی)، یا every other (هر یک در میان) نشان می‌دهند که چگونه این واژه توانایی ترکیب با ضمایر یا حروف تعریف را دارد و مفاهیم پیچیده‌تری را می‌سازد. این تنوع در کاربرد موجب می‌شود که یادگیری و درک «other» برای زبان‌آموزان اهمیت زیادی داشته باشد، زیرا بدون آن بیان بسیاری از مفاهیم ارتباطی ناقص می‌ماند.

      در سطحی گسترده‌تر، «other» بار فرهنگی و فلسفی هم دارد. در مباحث نظری، به‌ویژه در فلسفه و علوم اجتماعی، مفهوم «دیگری» یا the Other به‌عنوان یک اصطلاح تخصصی به کار می‌رود تا به فرد یا گروهی که متفاوت از «خود» یا گروه اصلی تلقی می‌شود اشاره کند. این نشان می‌دهد که یک واژه‌ی به ظاهر ساده چگونه می‌تواند به حوزه‌های پیچیده‌ی معناشناسی و نظریه‌پردازی نیز راه یابد و در تحلیل‌های مربوط به هویت، تفاوت و جامعه نقش مهمی ایفا کند.

      ارجاع به لغت other

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «other» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/other

      لغات نزدیک other

      • - otec
      • - othello
      • - other
      • - other side of the argument
      • - other than
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.