آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Embryonic

ˌembriˈɑːnɪk ˌembriˈɒnɪk

معنی embryonic | جمله با embryonic

adjective

رویانی، جنینی، (مجازاً) نارس، اولیه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

The project is still passing its embryonic stage.

هنوز طرح مراحل اولیه خود را می‌گذراند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد embryonic

  1. adjective rudimentary

ارجاع به لغت embryonic

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «embryonic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/embryonic

لغات نزدیک embryonic

پیشنهاد بهبود معانی