آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Incipient

ɪnˈsɪpiənt ɪnˈsɪpiənt

معنی incipient | جمله با incipient

adjective

نخستین، بدوی، اولیه، مرحله ابتدایی

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

an incipient illness

بیماری درحال شروع

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد incipient

  1. adjective developing
    Antonyms:

ارجاع به لغت incipient

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «incipient» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/incipient

لغات نزدیک incipient

پیشنهاد بهبود معانی