آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

    Nascent

    ˈnæsnt ˈnæsnt

    معنی nascent | جمله با nascent

    adjective

    پیدایش یافته، درحال تولد

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    nascent revolutionary ideas

    عقاید انقلابی درحال تکوین

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nascent

    1. adjective being born or beginning
      Antonyms:
      dying

    سوال‌های رایج nascent

    معنی nascent به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «nascent» در زبان فارسی به «نوظهور» یا «درحال شکل‌گیری» ترجمه می‌شود.

    «Nascent» صفتی است که برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که تازه شروع به شکل‌گیری یا ظهور کرده است و هنوز در مراحل اولیه‌ی رشد یا توسعه قرار دارد. این کلمه معمولاً در زمینه‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژیک به کار می‌رود تا فرآیند شکل‌گیری یک پدیده یا نهاد را برجسته سازد. به عنوان مثال، وقتی از یک «nascent industry» صحبت می‌کنیم، منظور صنعتی است که تازه پا گرفته و هنوز به بلوغ و ثبات کامل نرسیده است.

    ویژگی اصلی چیزی که «nascent» توصیف می‌کند، حالت ابتدایی و بالقوه بودن آن است. این مفهوم بر روی پتانسیل و امکان رشد تأکید دارد و نشان می‌دهد که هنوز مسیر تکامل و توسعه‌ی کامل طی نشده است. به همین دلیل، در متون تخصصی، اقتصاد و علوم اجتماعی، استفاده از «nascent» کمک می‌کند تا توجه به فرآیندها و مراحل اولیه شکل‌گیری یک پدیده جلب شود، نه فقط به وضعیت نهایی آن.

    در علوم طبیعی و شیمی نیز «nascent» کاربرد ویژه‌ای دارد. به عنوان مثال، اصطلاح «nascent hydrogen» به هیدروژنی اشاره دارد که تازه تولید شده و در حالت بسیار فعال و آماده برای واکنش قرار دارد. این استفاده علمی نشان می‌دهد که «nascent» نه تنها به زمان و مرحله‌ی رشد مربوط است، بلکه می‌تواند بار مفهومی پویایی، انرژی و قابلیت بالقوه‌ی واکنش یا تغییر را نیز داشته باشد.

    علاوه بر کاربردهای علمی، «nascent» در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، یک جنبش اجتماعی «nascent» به معنای این است که تازه شروع شده و هنوز سازمان‌یافته و تثبیت نشده است. در این حالت، این واژه نشان‌دهنده امید، فرصت و امکان شکل‌گیری مسیرهای جدید برای آینده است و توجه خواننده یا مخاطب را به روندهای در حال ظهور جلب می‌کند.

    در ادبیات و نوشتار رسمی، «nascent» ابزاری برای بیان دقت و ظرافت نویسنده در توصیف مراحل اولیه پدیده‌هاست. استفاده از این کلمه نشان‌دهنده دانش نویسنده از فرآیندها و تحولات ابتدایی است و به متن عمق و دقت می‌بخشد. همچنین، این صفت به خواننده کمک می‌کند تا به اهمیت زمان‌بندی، مرحله‌بندی و مراحل رشد توجه کند و تفاوت بین وضعیت‌های اولیه و بلوغ یک پدیده را درک نماید.

    ارجاع به لغت nascent

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «nascent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nascent

    لغات نزدیک nascent

    • - nascence
    • - nascency
    • - nascent
    • - nasdaq
    • - naseberry
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.