آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آبان ۱۴۰۲

      Rustic

      ˈrʌstɪk ˈrʌstɪk

      توضیحات:

      این لغت به شکل rustical نیز نوشته می‌شود ولی شکل نوشتاری rustic رایج است.

      معنی rustic | جمله با rustic

      adjective

      روستایی، مربوط به روستا

      We spent the weekend in a cozy rustic cabin in the mountains.

      آخر هفته را در یک کلبه‌ی روستایی دنج در کوهستان گذراندیم.

      The rustical landscape was dotted with quaint little cottages and rolling green pastures.

      منظره‌ی روستا پر از کلبه‌های کوچک و عجیب و چراگاه‌های سبز بود.

      adjective

      نتراشیده، پرداخت‌نشده، بدون پرداخت، یغوز (میز و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      rustic chairs

      صندلی‌های پرداخت‌نشده

      The rustic furniture in the living room was crafted from the limbs of trees found on the property.

      مبلمان نتراشیده‌ی اتاق نشیمن از شاخ و برگ درختان موجود در ملک ساخته شده است.

      adjective

      دهاتی

      a simple rustic

      یک دهاتی ساده‌لوح

      The rustic behavior of the teenagers at the party showed a lack of sophistication and refinement.

      رفتار دهاتی این نوجوانان در مهمانی نشان از عدم پختگی و ظرافت داشت.

      adjective

      ساده

      We decided to have a rustic wedding.

      تصمیم گرفتیم عروسی‌ای ساده برگزار کنیم.

      She preferred the rustic beauty of the countryside over the bustling city life.

      او زیبایی ساده‌ی حومه‌ی شهر را به زندگی شلوغ شهری ترجیح می‌داد.

      noun

      روستایی، ساکن روستا

      The rustic had a deep connection to nature and enjoyed spending his days exploring the countryside.

      این روستایی ارتباط عمیقی با طبیعت داشت و از گذراندن روزهای خود در حومه‌ی شهر لذت می‌برد.

      The rustic's strong work ethic and dedication to his craft made him a respected member of the rural community.

      اخلاق کاری قوی و تعهد این ساکن روستا به دست‌ورزی‌اش او را به عضوی محترم در جامعه‌ی روستایی تبدیل کرد.

      noun

      دهاتی، رعیت، پشت‌کوهی، دست‌وپاچلفتی

      The rustic was content with his simple life.

      اون دهاتی از زندگی ساده‌ی خود راضی بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rustic

      1. adjective country, rural
        Synonyms:
        natural simple rural agricultural plain provincial pastoral verdant primitive unrefined unaffected honest homey homely picturesque bucolic agrarian unsophisticated artless homespun countrified sylvan austere outland arcadian unpolished
        Antonyms:
        urban suburban metropolitan city
      1. adjective crude, uncouth
        Synonyms:
        rude rough coarse uncouth awkward foolish stupid ignorant dull boorish ungainly graceless inelegant unpolished uneducated unrefined unmannerly unsophisticated clownish loutish countrified churlish clodhopping maladroit
        Antonyms:
        refined cultured sophisticated polished couth
      1. noun person from the country, with little experience
        Synonyms:
        farmer peasant rural provincial countryperson hick yokel boor redneck country cousin backwoodsperson hillbilly mountaineer hayseed
        Antonyms:
        city boy

      ارجاع به لغت rustic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rustic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rustic

      لغات نزدیک rustic

      • - rust proof
      • - rust-colored
      • - rustic
      • - rustic charm
      • - rusticate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.