Adventurer

ədˈventʃərər ədˈventʃrə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    adventurers
ذخیره در لغات برگزیده

معنی

noun
حادثه‌جو، ماجرا‌جو، جسور، بی‌پروا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد adventurer

  1. noun person who takes risks
    Synonyms:
    gambler adventurer daredevil opportunist traveler explorer wanderer pioneer hero heroine fortune-hunter speculator voyager globetrotter venturer romantic mercenary pirate swashbuckler stunt person madcap charlatan entrepreneur

ارجاع به لغت adventurer

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «adventurer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/adventurer

لغات نزدیک adventurer

پیشنهاد بهبود معانی