Globetrotter

ˈɡloʊbtrɑːtər ˈɡləʊbtrɒtə
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

شکل نوشتاری دیگر این لغت: globe-trotter

  • Countable Noun
    سفر جهانگرد
    • - Having played for 8 clubs in 8 countries, he is considered as a globetrotter.
    • - او که برای ۸ باشگاه در ۸ کشور بازی کرده است، به‌عنوان فردی جهانگرد شناخته می‌شود.
    • - hapless globe-trotter
    • - جهانگرد نگون‌بخت
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد globetrotter

  1. Noun jet-setter
    Synonyms: voyager, world traveler

لغات نزدیک globetrotter

پیشنهاد و بهبود معانی