آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آذر ۱۴۰۴

    Clothe

    kloʊð kləʊð

    گذشته‌ی ساده:

    clad

    شکل سوم:

    clad

    سوم‌شخص مفرد:

    clothes

    وجه وصفی حال:

    clothing

    معنی clothe | جمله با clothe

    verb - transitive

    لباس پوشاندن، فراهم کردن لباس، تأمین کردن لباس

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Parents work hard to feed and clothe their children properly.

    والدین سخت کار می‌کنند تا به‌درستی غذای فرزندانشان را تأمین کنند و به آن‌ها لباس بپوشانند.

    Donations are used to clothe those in need.

    کمک‌های مردمی برای تأمین لباس افراد نیازمند استفاده می‌شود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    They were both clothed in white.

    هر دو (لباس) سپید پوشیده بودند.

    They are better fed and better clothed than ever before.

    آنان از همیشه بهتر خوراک می‌خورند و لباس می‌پوشند.

    The hill was clothed in snow.

    تپه از برف پوشیده بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clothe

    1. verb cover with apparel
      Synonyms:
      dress cover fit equip attire garb robe suit up dress up outfit array cloak invest drape mantle endow habit swaddle disguise jacket coat turn out vest accouter caparison enwrap swathe bundle up tog dandify spruce do up fit out endue deck primp raiment rig apparel costume livery breech guise bedizen dizen bedrape
      Antonyms:
      uncover reveal take off unclothe

    لغات هم‌خانواده clothe

    noun
    clothes, clothing
    adjective
    clothed
    verb - transitive
    clothe

    سوال‌های رایج clothe

    گذشته‌ی ساده clothe چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده clothe در زبان انگلیسی clad است.

    شکل سوم clothe چی میشه؟

    شکل سوم clothe در زبان انگلیسی clad است.

    وجه وصفی حال clothe چی میشه؟

    وجه وصفی حال clothe در زبان انگلیسی clothing است.

    سوم‌شخص مفرد clothe چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد clothe در زبان انگلیسی clothes است.

    ارجاع به لغت clothe

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «clothe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/clothe

    لغات نزدیک clothe

    • - cloth yard
    • - clothbound
    • - clothe
    • - clothed
    • - clothes
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.