آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۲

      Vest

      vest vest

      شکل جمع:

      vests

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از weskit به‌ جای vest استفاده کرد.

      معنی vest | جمله با vest

      noun countable C1

      انگلیسی بریتانیایی پوشاک زیرپوش، زیرپیراهنی، رکابی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      I put on a vest under my shirt for extra warmth during the winter months.

      برای گرمای بیشتر در ماه‌های زمستان زیرپوشی زیر پیراهنم می‌پوشم.

      wool vest

      رکابی پشمی

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی پوشاک جلیقه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He wore a black vest over his white dress shirt for the formal event.

      او برای این مراسم رسمی جلیقه‌ی مشکی روی پیراهن لباس سفید خود پوشید.

      The waiter's vest was adorned with small pins and badges.

      جلیقه‌ی پیشخدمت با سنجاق و نشان‌های کوچک تزیین شده بود.

      verb - intransitive verb - transitive formal

      واگذار کردن، اعطا کردن، محول کردن، سپردن، تفویض کردن، واگذار شدن، اعطا شدن، محول شدن، تفویض شدن

      In the UK, sovereignty is vested in Parliament.

      در بریتانیا، حاکمیت به پارلمان واگذار شده است.

      Each of the governors is vested with extraordinary power.

      هر یک از استانداران دارای قدرت فوق‌العاده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      by the authority vested in me...

      بنا به اختیاراتی که به من داده شده است...

      After his death the ownership will vest in his son.

      پس از فوت او مالکیت به پسرش محول خواهد شد.

      verb - intransitive verb - transitive

      قدیمی به تن کردن، پوشیدن، ملبس شدن (لباس رسمی)

      The priest will vest himself in his ceremonial robes before performing the religious ceremony.

      کشیش قبل از انجام مراسم مذهبی خود را به لباس تشریفاتی ملبس می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد vest

      1. verb authorize, entrust
        Synonyms:
        empower invest endow bestow furnish confer entrust place lodge put in the hands of belong pertain consign settle
        Antonyms:
        disapprove

      سوال‌های رایج vest

      شکل جمع vest چی میشه؟

      شکل جمع vest در زبان انگلیسی vests است.

      ارجاع به لغت vest

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «vest» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/vest

      لغات نزدیک vest

      • - vespucci
      • - vessel
      • - vest
      • - vest-pocket
      • - vesta
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.