شکل جمع:
vesselsکشتی، ناو، قایق بزرگ، شناور
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
Emergency teams rescued the passengers from the sinking vessel.
تیمهای امداد مسافران را از کشتی درحال غرق شدن نجات دادند.
The crew prepared the vessel for its long voyage.
خدمه ناو را برای سفر طولانی آماده کردند.
a fishing vessel
کشتی ماهیگیری
different kinds of cargo vessels
انواع مختلف کشتیهای باری
کالبدشناسی رگ
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالبدشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The surgeon carefully repaired the damaged vessel.
جراح با احتیاط رگ آسیبدیده را ترمیم کرد.
The medication helped dilate the constricted vessel.
دارو به گشاد شدن رگ تنگشده کمک کرد.
An injury caused the vessel to rupture and bleed.
ضربه باعث پاره شدن رگ و خونریزی شد.
a blood vessel
رگ خونی
کاسه، ظرف (کروی)
He placed a large copper vessel over the fire.
یک ظرف مسی بزرگ را روی آتش قرار داد.
silver vessels of various seizes
کاسههای نقره به اندازههای مختلف
ادبی نماینده، مظهر، نماد، حامل (شخصی که برای هدفی خاص است)
She was a vessel for her family's traditions.
او حامل سنتهای خانوادهاش بود.
The young leader became a vessel of change in his city.
رهبر جوان مظهر تغییر در شهرش شد.
The artwork acted as a vessel for the artist's emotions.
این اثر هنری مظهر احساسات هنرمند بود.
a vessel of wrath
نماد خشم
شکل جمع vessel در زبان انگلیسی vessels است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «vessel» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/vessel