آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Engine

ˈendʒɪn ˈendʒɪn

شکل جمع:

engines

معنی engine | جمله با engine

noun countable A2

موتور، ماشین، اسباب، آلت، محرک، ماشین بخار

I repaired this car's engine.

موتور این اتومبیل را تعمیر کردم.

engines of torture

آلات شکنجه

نمونه‌جمله‌های بیشتر

engines of warfare

ابزار جنگ

verb - transitive

تدبیر کردن، نقشه کشیدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد engine

سوال‌های رایج engine

شکل جمع engine چی میشه؟

شکل جمع engine در زبان انگلیسی engines است.

ارجاع به لغت engine

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «engine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/engine

لغات نزدیک engine

پیشنهاد بهبود معانی