آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Weapon

ˈwepən ˈwepən

شکل جمع:

weapons

معنی weapon | جمله با weapon

noun countable B2

سلاح، جنگ‌افزار، حربه

A ram's weapons are his horns.

حربه‌ی قوچ شاخ‌های اوست.

I will fight them with the weapon of law.

با سلاح قانون به جنگ آن‌ها خواهیم رفت.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

Calumny was his favorite weapon.

حربه‌ی محبوب او تهمت و افترا بود.

nuclear weapons

سلاح‌های اتمی

rifles and other weapons

تفنگ و جنگ‌افزارهای دیگر

verb - transitive

مسلح کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد weapon

سوال‌های رایج weapon

شکل جمع weapon چی میشه؟

شکل جمع weapon در زبان انگلیسی weapons است.

ارجاع به لغت weapon

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «weapon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/weapon

لغات نزدیک weapon

پیشنهاد بهبود معانی