Archery

ˈɑːrtʃəri ˈɑːtʃəri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    تیراندازی، کمان‌داری
    • - an archery contest
    • - مسابقه‌ی تیراندازی با کمان
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد archery

  1. noun
    Synonyms: associated word: toxophilite, clout, main, sagittary, toxophilite, jaculation, toxophily, missilery, musketry, trajection, trapshooting
  2. adjective
    Synonyms: toxophilite, toxophilitic

ارجاع به لغت archery

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «archery» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/archery

لغات نزدیک archery

پیشنهاد بهبود معانی