به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Armament

ˈɑːrməmənt ˈɑːməmənt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    armaments

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    سلاح، تسلیحات، جنگ‌افزار، تجهیزات نظامی، قدرت تسلیحاتی
    • - Nazi Germany's minister of armaments
    • - وزیر تسلیحات آلمان نازی
    • - armaments industries
    • - صنایع نظامی (تسلیحاتی)، تخشایی
    • - We must spend our money for purposes other than armament.
    • - بایستی پول خود را به مصارفی غیر از تسلیحات نظامی برسانیم.
    • - What the world needs is moral armament.
    • - آنچه که دنیا نیاز دارد استحکام اخلاقی است.
  • noun uncountable
    فرایند آماده شدن برای جنگ
    • - The country's armament will take years
    • - آماده شدن کشور برای جنگ سال‌ها طول می‌کشد.
    • - Economic restrictions to industry should only apply to those connected with armaments.
    • - محدودیت‌های اقتصادی در صنعت باید به آن دسته از صنایعی اعمال شود که مربوط به تولید تجهیزات نظامی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد armament

  1. noun weapon
    Synonyms: ammunition, arms, defense, gun, hardware, heat, material, munitions, ordnance, protection, security, weaponry

ارجاع به لغت armament

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «armament» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/armament

لغات نزدیک armament

پیشنهاد بهبود معانی