آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ اسفند ۱۴۰۲

      Sword

      sɔːrd sɔːd

      شکل جمع:

      swords

      معنی sword | جمله با sword

      noun countable B2

      شمشیر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The knight unsheathed his sword and prepared for battle.

      شوالیه شمشیرش را از علاف درآورد و برای نبرد آماده شد.

      She was awarded a ceremonial sword.

      به او شمشیر تشریفاتی اهدا شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      double bladed sword

      شمشیر دولبه

      noun

      ادبی شمشیر، قدرت، زور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The pen is mightier than the sword.

      قلم نیرومندتر از شمشیر است.

      Power-hungry leaders often resort to the sword as a means of control.

      .رهبران تشنه‌ی قدرت اغلب به زور به عنوان وسیله‌ای برای کنترل متوسل می‌شوند.

      noun countable

      هر چیز شمشیرمانند

      The sun's rays cut through the clouds like a fiery sword.

      پرتوهای خورشید مانند شمشیر آتشین ابرها را می‌شکافد.

      The dancer gracefully moved across the stage, twirling and spinning as if wielding an invisible sword.

      رقصنده با ظرافت روی صحنه حرکت می‌کرد و می‌چرخید؛ گویی شمشیری نامرئی در دست داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sword

      1. noun a cutting or thrusting weapon that has a long metal blade and a hilt with a hand guard
        Synonyms:
        weapon blade steel dagger saber sabre foil rapier cutlass cutlas scimitar scimiter brand fight with battle fighting quarreling at war argue with differ dirk epee bilbo claymore falchion glaive hanger kris toledo toledo blade broadsword backsword bill estoc creese spadroon smallsword curtana cavalry sword damascus blade samurai sword
      1. verb
        Synonyms:
        port pink

      Idioms

      at swords' points

      آماده‌ی جنگ، آماده‌ی دعوا

      cross swords

      1- جنگیدن 2- باخشونت مباحثه کردن

      put to the sword

      1- با شمشیر کشتن 2- قتل عام کردن

      the pen is mightier than the sword

      قلم از شمشیر نیرومندتر است.

      sword of damocles

      خطر قریب‌الوقوع

      Idioms بیشتر

      fire and sword

      (عامیانه) آغاز کردن (به پرسش یا انتقاد و غیره)

      سوال‌های رایج sword

      شکل جمع sword چی میشه؟

      شکل جمع sword در زبان انگلیسی swords است.

      ارجاع به لغت sword

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sword» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sword

      لغات نزدیک sword

      • - swoopstake
      • - swoosh
      • - sword
      • - sword bayonet
      • - sword belt
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.