آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Escort

      esˈkɔːrt ɪˈskɔːt ɪˈskɔːt

      گذشته‌ی ساده:

      escorted

      شکل سوم:

      escorted

      سوم‌شخص مفرد:

      escorts

      وجه وصفی حال:

      escorting

      شکل جمع:

      escorts

      معنی escort | جمله با escort

      noun verb - transitive adverb

      گارد محافظ، اسکورت، نگهبان، همراه، بدرقه، همراهی کردن (با) نگهبانی کردن (از)، اسکورت کردن

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      A naval escort followed the ship into harbor.

      اسکورتی مرکب از چند ناو آن کشتی را تا بندرگاه بدرقه کرد.

      The president's escorts rode big motorcycles.

      نگهبانان رئیس‌جمهور سوار موتورسیکلت‌های بزرگی بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Each of the girls had an escort.

      هر یک از دخترها یک همراه داشت.

      He escorted his guests to the door.

      او مهمانان خود را تا دم در همراهی کرد.

      His airplane was escorted by six fighter planes.

      هواپیمای او توسط شش جنگنده همراهی می‌شد.

      Six black cars were escorting his hearse.

      شش اتومبیل سیاه، نعش‌کش او را دنبال‌روی می‌کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد escort

      1. noun protection; accompaniment
        Synonyms:
        guard company companion protector bodyguard friend partner guide convoy attendant chaperon retinue train cortege safeguard warden beau date fellow consort cavalier squire gallant convoyer bird dog alarm clock
      1. verb act as a companion, guard
        Synonyms:
        accompany guide lead protect attend show conduct see go with company convey bear bring carry take out partner chaperon squire pilot direct steer route convoy consort with date drag shepherd usher
        Antonyms:
        leave abandon desert neglect drop lose maroon

      سوال‌های رایج escort

      گذشته‌ی ساده escort چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده escort در زبان انگلیسی escorted است.

      شکل سوم escort چی میشه؟

      شکل سوم escort در زبان انگلیسی escorted است.

      شکل جمع escort چی میشه؟

      شکل جمع escort در زبان انگلیسی escorts است.

      وجه وصفی حال escort چی میشه؟

      وجه وصفی حال escort در زبان انگلیسی escorting است.

      سوم‌شخص مفرد escort چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد escort در زبان انگلیسی escorts است.

      ارجاع به لغت escort

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «escort» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/escort

      لغات نزدیک escort

      • - escolar
      • - escorial
      • - escort
      • - escritoire
      • - escrow
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.