آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Counsel

      ˈkaʊnsl ˈkaʊnsl

      گذشته‌ی ساده:

      counselled

      شکل سوم:

      counselled

      سوم‌شخص مفرد:

      counsels

      وجه وصفی حال:

      counselling

      شکل جمع:

      counsels

      معنی counsel | جمله با counsel

      noun C2

      مشاورحقوقی، وکیل، اندرز، مشاوره دو نفری، کنکاش، مشورت، تدبیر، رایزنی، نصیحت، توصیه، پند، رهنمود

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Their counsel lasted two hours.

      کنکاش آنان دو ساعت طول کشید.

      They did not listen to the counsel of their elders.

      آنان به اندرز بزرگترهای خود گوش فرا ندادند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is a person whose counsel we had already heard.

      او کسی است که رهنمودهایش را قبلاً هم شنیده بودیم.

      You should seek the advice of counsel.

      باید از مشاور(ان) حقوقی رهنمود بخواهی.

      counsel for the defense

      وکیل‌مدافع

      wise counsel

      پند عاقلانه

      verb - transitive

      پند دادن(به)، توصیه کردن، نظریه دادن، اندرز دادن، نصیحت کردن، سفارش کردن، رایزنی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He counselled us to keep our cool.

      او به ما سفارش کرد که خونسردی خود را حفظ کنیم.

      Part of his work is to counsel juvenile delinquents.

      بخشی از کار او اندرز دادن به جوانان بزهکار است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد counsel

      1. noun guidance
        Synonyms:
        advice instruction direction recommendation suggestion information warning consideration consultation advisement caution deliberation forethought tip admonition steer tip-off word to the wise two cents’ worth kibitz
      1. noun legal representative
        Synonyms:
        attorney advocate counselor legal adviser solicitor mouthpiece barrister adviser legal eagle legal beagle shyster lip patch bomber
      1. verb give advice
        Synonyms:
        advise suggest recommend warn guide direct inform instruct teach caution urge prompt steer give pointer admonish charge enjoin prescribe tip advocate show the ropes keep posted tip off put on to exhort wise one up give two cents order put bug in ear kibitz tout huddle confab put heads together

      Collocations

      hold (or take) counsel (with somebody)

      مشاوره (کنکاش) کردن (با کسی)

      take counsel together

      با هم مشورت (کنکاش) کردن

      Idioms

      a counsel of perfection

      اندرزی که خوب است؛ ولی انجامش دشوار یا نشدنی است.

      keep one's own counsel

      دست خود را رو نکردن، (اندیشه یا نقشه و غیره‌ی خود را) پنهان نگهداشتن

      سوال‌های رایج counsel

      گذشته‌ی ساده counsel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده counsel در زبان انگلیسی counselled است.

      شکل سوم counsel چی میشه؟

      شکل سوم counsel در زبان انگلیسی counselled است.

      شکل جمع counsel چی میشه؟

      شکل جمع counsel در زبان انگلیسی counsels است.

      وجه وصفی حال counsel چی میشه؟

      وجه وصفی حال counsel در زبان انگلیسی counselling است.

      سوم‌شخص مفرد counsel چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد counsel در زبان انگلیسی counsels است.

      ارجاع به لغت counsel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «counsel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/counsel

      لغات نزدیک counsel

      • - councilman
      • - councilor
      • - counsel
      • - counselling
      • - counselor
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.