ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Counselling

ˈkaʊnslɪŋ ˈkaʊnslɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    counselled
  • شکل سوم:

    counselled
  • سوم شخص مفرد:

    counsels
  • شکل جمع:

    counsellings

معنی

  • noun uncountable C2
    مشاوره، رهنمود، اندرز، مشورت
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد counselling

  1. verb Give advice to
    Synonyms: advising, warning, instructing, urging, suggesting, recommending, steering, ruling, prescribing, directing, exhorting, conferring, cautioning, advocating, admonishing
  2. noun Something that provides direction or advice as to a decision or course of action
    Synonyms: guidance, counseling, counsel, direction

ارجاع به لغت counselling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «counselling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/counselling

لغات نزدیک counselling

پیشنهاد بهبود معانی