آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۴

      Signpost

      ˈsaɪnpoʊst ˈsaɪnpəʊst

      گذشته‌ی ساده:

      signposted

      شکل سوم:

      signposted

      سوم‌شخص مفرد:

      signposts

      وجه وصفی حال:

      signposting

      شکل جمع:

      signposts

      معنی signpost | جمله با signpost

      noun countable B1

      راهنمایی و رانندگی تابلوی اعلان، تابلوی راهنما

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      The signpost indicates the distances to nearby towns.

      تابلوی راهنما، فاصله‌ی شهرهای نزدیک را نشان می‌دهد.

      The hikers followed the signposts along the trail.

      کوهنوردان، مسیر را با دنبال کردن تابلوهای راهنما ادامه دادند.

      noun countable

      نشانه، علامت راهنما

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Economic growth can be a signpost to improved living standards.

      رشد اقتصادی می‌تواند نشانه‌ای از بهبود سطح زندگی باشد.

      The new policy changes are signposts to the direction the government is heading.

      تغییرات سیاست‌های جدید، علامت راهنمایی از مسیر حرکت دولت هستند.

      verb - transitive

      راهنمایی و رانندگی تابلوی راهنما گذاشتن، علامت‌گذاری کردن

      The hiking path was signposted with wooden posts along the route.

      مسیر پیاده‌روی با ستون‌های چوبی درطول مسیر، علامت‌گذاری شده بود.

      Make sure the event venue is signposted.

      مطمئن شوید محل برگزاری رویداد با تابلو مشخص شده است.

      verb - transitive

      نشانه دادن، راهنمایی کردن، نمایان کردن (روند آینده)

      The introduction signposts the main arguments that will be developed later.

      مقدمه، مسیر بحث‌های اصلی که بعداً توسعه داده خواهند شد را نشان می‌دهد.

      The policy changes signpost how the government plans to reform the system.

      تغییرات سیاست‌ها نشان می‌دهند که دولت چگونه قصد دارد سیستم را اصلاح کند.

      verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی ارجاع دادن، هدایت کردن، راهنمایی کردن

      Our organization signposts clients to legal advice when needed.

      سازمان ما در صورت نیاز، مشتریان را به مشاوره‌ی حقوقی راهنمایی می‌کند.

      Teachers often signpost students to counseling services for additional support.

      معلمان اغلب دانش‌آموزان را برای دریافت حمایت بیشتر، به خدمات مشاوره هدایت می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد signpost

      1. noun a post bearing a sign that gives directions or shows the way
        Synonyms:
        guidepost

      سوال‌های رایج signpost

      گذشته‌ی ساده signpost چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده signpost در زبان انگلیسی signposted است.

      شکل سوم signpost چی میشه؟

      شکل سوم signpost در زبان انگلیسی signposted است.

      شکل جمع signpost چی میشه؟

      شکل جمع signpost در زبان انگلیسی signposts است.

      وجه وصفی حال signpost چی میشه؟

      وجه وصفی حال signpost در زبان انگلیسی signposting است.

      سوم‌شخص مفرد signpost چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد signpost در زبان انگلیسی signposts است.

      ارجاع به لغت signpost

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «signpost» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/signpost

      لغات نزدیک signpost

      • - signorina
      • - signorino
      • - signpost
      • - signum
      • - sike
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.