آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ شهریور ۱۴۰۴

    Demonstrator

    ˈdemənstreɪt̬ər ˈdemənstreɪtə

    معنی demonstrator | جمله با demonstrator

    noun countable

    اثبات‌کننده، حالی‌کننده، نشان‌دهنده، معترض

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    Five of the demonstrators were arrested.

    پنج نفر از تظاهرکنندگان بازداشت شدند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد demonstrator

    1. noun protester
      Synonyms:
      protester objector marcher striker troublemaker agitator dissenter picketer disrupter revolter rioter revolutionary boycotter radical

    لغات هم‌خانواده demonstrator

    noun
    demonstration, demonstrator
    adjective
    demonstrable, demonstrative
    verb - transitive
    demonstrate
    adverb
    demonstrably, demonstratively

    سوال‌های رایج demonstrator

    معنی demonstrator به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «demonstrator» در زبان فارسی به «نمایش‌دهنده»، «آموزگار عملی» یا «کسی که چیزی را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد» ترجمه می‌شود.

    بسته به بافت جمله، این واژه می‌تواند به معنای «معترض خیابانی» هم به کار رود، اما در چارچوب رسمی و عمومی، بیشتر بر معنای «نمایش‌دهنده» یا «کسی که چیزی را آموزش یا معرفی می‌کند» تأکید دارد.

    «Demonstrator» معمولاً به فردی گفته می‌شود که وظیفه‌اش نشان دادن نحوه‌ی کار یک وسیله، ابزار، محصول یا روش است. برای مثال، در محیط‌های دانشگاهی و علمی، demonstrator کسی است که شیوه‌ی انجام یک آزمایش یا کار عملی را به دانشجویان آموزش می‌دهد. این نقش آموزشی باعث می‌شود که انتقال دانش از حالت صرفاً نظری به حالت عملی و ملموس صورت گیرد و یادگیری عمیق‌تر و کاربردی‌تر شود.

    در عرصه‌ی تجاری و بازاریابی، «demonstrator» فردی است که وظیفه‌ی معرفی و نمایش عملکرد یک محصول را بر عهده دارد. او با نشان دادن قابلیت‌ها، کارکردها و مزایای کالا به مشتریان کمک می‌کند تا انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشند. این نقش به‌ویژه در فروشگاه‌ها، نمایشگاه‌ها و رویدادهای تبلیغاتی اهمیت دارد، زیرا تجربه‌ی عملی از یک محصول می‌تواند اعتماد مشتری را جلب کرده و در نهایت منجر به خرید شود.

    از نظر زبانی، «demonstrator» ریشه در فعل «demonstrate» دارد که به معنای «نشان دادن» یا «اثبات کردن» است. بنابراین، هر فرد یا ابزاری که نقشی در نشان دادن یا اثبات کردن چیزی ایفا کند، می‌تواند «demonstrator» نامیده شود. این گستردگی معنایی باعث شده که واژه در حوزه‌های مختلف علمی، آموزشی، تجاری و اجتماعی کاربرد داشته باشد.

    از منظر اجتماعی، هرچند این واژه می‌تواند در معنای «معترض» نیز استفاده شود، اما در سطح تحلیلی‌تر، هر «demonstrator» نماد نمایش و بازنمایی است؛ چه نمایش یک محصول، چه آموزش یک مهارت و چه بیان یک ایده. در همه‌ی این کاربردها، نقطه‌ی مشترک واژه نقش میانجی‌گرانه‌ی آن میان «دانستن» و «دیدن» است.

    «demonstrator» واژه‌ای است که بر اهمیت تجربه‌ی عینی و نمایش مستقیم تأکید دارد. این واژه یادآور آن است که بسیاری از چیزها تنها با گفتن قابل درک نیستند، بلکه باید به‌طور عملی دیده، لمس و تجربه شوند. به همین دلیل، «demonstrator» در فرهنگ آموزشی و ارتباطی نقش کلیدی ایفا می‌کند و پلی میان دانش نظری و تجربه‌ی واقعی می‌سازد.

    ارجاع به لغت demonstrator

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «demonstrator» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/demonstrator

    لغات نزدیک demonstrator

    • - demonstrative
    • - demonstratively
    • - demonstrator
    • - demoralization
    • - demoralize
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.