Round Off

raʊnd ɔf raʊnd ɒf
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    rounded off
  • شکل سوم:

    rounded off
  • سوم‌شخص مفرد:

    rounds off
  • وجه وصفی حال:

    rounding off

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

phrasal verb
گرد کردن (نوک تیز)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
- The carpenter used sandpaper to round off the sharp edges of the shelf.
- نجار از سمباده برای گرد کردن لبه‌های تیز قفسه استفاده کرد.
- She carefully used a file to round off the rough edges of the ceramic tile.
- او با دقت از سوهان برای گرد کردن لبه‌های ناهموار کاشی سرامیکی استفاده کرد.
phrasal verb
به اتمام رساندن (با رضایت و خشنودی)
- They rounded off the conference with a gala dinner.
- آن‌ها کنفرانس را با شام مجللی به اتمام رساندند.
- We decided to round off our trip with a relaxing day at the beach.
- تصمیم گرفتیم سفرمان را با روزی آرامش‌بخش در ساحل به پایان برسانیم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد round off

  1. verb finish
    Synonyms:
    finish off complete conclude close settle bring to a close cap climax culminate crown top off
    Antonyms:
    start

ارجاع به لغت round off

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «round off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/round-off

لغات نزدیک round off

پیشنهاد بهبود معانی