به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Bring To

American: ˈbrɪŋtuː British: brɪŋtuː
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • phrasal verb A2
    (کشتی) لنگر انداختن
  • phrasal verb
    به‌ هوش آوردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bring to

  1. phrasal verb Restore consciousness
  2. phrasal verb To cause a ship to turn into the wind or come to a stop

ارجاع به لغت bring to

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bring to» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bring to

پیشنهاد بهبود معانی