آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Perjury

ˈpɜrːdʒəri ˈpɜːdʒəri

معنی perjury | جمله با perjury

noun

نقض عهد، سوگند‌شکنی، گواهی دروغ

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

He was convicted of perjury.

به دادن شهادت دروغ محکوم شد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد perjury

  1. noun lying while under oath
    Synonyms:
    dishonesty deception falsehood untruth deceitfulness untruthfulness falsification false testimony false swearing false oath

ارجاع به لغت perjury

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «perjury» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/perjury

لغات نزدیک perjury

پیشنهاد بهبود معانی