آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۲

      Remedy

      ˈremədi ˈremədi

      گذشته‌ی ساده:

      remedied

      شکل سوم:

      remedied

      سوم‌شخص مفرد:

      remedies

      وجه وصفی حال:

      remedying

      شکل جمع:

      remedies

      معنی remedy | جمله با remedy

      noun countable B2

      گزیر، علاج، دارو، درمان، چاره، راه‌حل

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      the best remedy for constipation

      بهترین علاج یبوست

      a cold remedy

      داروی سرماخوردگی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The government's remedy for discontent was jail and execution.

      راه‌حل دولت برای نارضایتی زندان و اعدام بود.

      the latest remedy for strengthening the country's economy

      آخرین چاره برای تقویت اقتصاد کشور

      verb - transitive

      مداوا کردن، علاج کردن، درمان کردن، اصلاح کردن، جبران کردن، تعمیر کردن، چاره کردن

      We need time to remedy our social ills.

      برای اصلاح عیوب اجتماعی خود نیاز به زمان داریم.

      Some cardiac insufficiencies cannot be remedied.

      برخی از نارسایی‌های قلبی را نمی‌توان درمان کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد remedy

      1. noun cure, solution
        Synonyms:
        solution treatment medicine therapy relief antidote drug restorative improvement fix assistance medicament corrective support redress countermeasure counteraction counteragent counteractive counteractant physic pharmaceutical pill elixir cure-all panacea quick fix medicant pharmacon biologic counterstep
        Antonyms:
        disease pain injury
      1. verb fix, cure
        Synonyms:
        cure repair correct restore treat solve aid help relieve ease change control amend revise rectify alleviate mitigate reform upgrade right redress renew doctor debug attend square soothe ameliorate assuage palliate straighten out set right fix up clean up go over shape up square up set to rights pick up recalibrate clean up one’s act make up for fiddle with launder
        Antonyms:
        worsen hurt harm injure get sick

      سوال‌های رایج remedy

      گذشته‌ی ساده remedy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده remedy در زبان انگلیسی remedied است.

      شکل سوم remedy چی میشه؟

      شکل سوم remedy در زبان انگلیسی remedied است.

      شکل جمع remedy چی میشه؟

      شکل جمع remedy در زبان انگلیسی remedies است.

      وجه وصفی حال remedy چی میشه؟

      وجه وصفی حال remedy در زبان انگلیسی remedying است.

      سوم‌شخص مفرد remedy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد remedy در زبان انگلیسی remedies است.

      ارجاع به لغت remedy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «remedy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/remedy

      لغات نزدیک remedy

      • - remedial
      • - remediation
      • - remedy
      • - remember
      • - remember someone’s face
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.