آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ تیر ۱۴۰۴

      Therapy

      ˈθerəpi ˈθerəpi

      گذشته‌ی ساده:

      therapied

      شکل سوم:

      therapied

      سوم‌شخص مفرد:

      therapies

      وجه وصفی حال:

      therapying

      شکل جمع:

      therapies

      معنی therapy | جمله با therapy

      noun B2

      پزشکی درمان، معالجه، مداوا، تداوی، (در ترکیب) - درمانی، - درمان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      hydrotherapy

      آب‌درمانی

      encounter group therapy.

      درمان با گروه رویارویی.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد therapy

      1. noun healing treatment
        Synonyms:
        remedy cure healing medicine remedial treatment therapeutics analysis
        Antonyms:
        harm hurt injury damage

      سوال‌های رایج therapy

      معنی therapy به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Therapy» در زبان فارسی به «درمان» یا «روش درمانی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «therapy» به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که با هدف بهبود سلامت جسمی یا روانی یک فرد انجام می‌شود. این اقدامات می‌توانند شامل روش‌های مختلفی از جمله درمان‌های دارویی، روان‌درمانی، فیزیوتراپی، یا حتی درمان‌های جایگزین و تکمیلی باشند. هدف اصلی «therapy» کاهش درد، بهبود عملکرد، یا بازیابی سلامت و کیفیت زندگی فرد است.

      در حوزه پزشکی، درمان به معنای فرآیندهای علمی و تخصصی است که برای رفع یا کاهش بیماری‌ها به‌کار می‌روند. مثلاً در فیزیوتراپی، «therapy» شامل تمرین‌ها و روش‌هایی است که به بهبود حرکت و کاهش درد کمک می‌کند. در روان‌درمانی، این واژه به جلسات گفت‌وگو و تکنیک‌هایی اشاره دارد که به افراد کمک می‌کنند مشکلات روانی خود را مدیریت و حل کنند.

      از دیدگاه روان‌شناسی و سلامت روان، «therapy» نقش بسیار مهمی دارد. درمان‌های روان‌شناختی شامل انواع روش‌ها مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT)، روانکاوی، یا درمان‌های گروهی هستند که با هدف کاهش اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی ارائه می‌شوند. این نوع درمان‌ها به فرد کمک می‌کنند تا با مشکلات خود بهتر مواجه شود و کیفیت زندگی بهتری داشته باشد.

      در زندگی روزمره نیز مفهوم «therapy» گسترده‌تر شده و شامل روش‌هایی می‌شود که افراد برای آرامش، بهبود وضعیت روحی، یا حتی پیشگیری از بیماری‌ها انجام می‌دهند. برای نمونه، استفاده از ماساژ درمانی، مدیتیشن، یا حتی فعالیت‌های هنری به عنوان «therapies» شناخته می‌شوند که می‌توانند به ارتقای سلامت کلی کمک کنند.

      «therapy» فراتر از یک فرآیند صرف درمانی است و می‌تواند یک مسیر رشد، یادگیری و بهبود مستمر باشد. با پیشرفت‌های علمی و فرهنگی، شناخت بهتر از انواع روش‌های درمانی به افراد این امکان را می‌دهد که درمان‌هایی متناسب با نیازها و شرایط خود انتخاب کنند و زندگی سالم‌تر و متعادلی داشته باشند.

      گذشته‌ی ساده therapy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده therapy در زبان انگلیسی therapied است.

      شکل سوم therapy چی میشه؟

      شکل سوم therapy در زبان انگلیسی therapied است.

      شکل جمع therapy چی میشه؟

      شکل جمع therapy در زبان انگلیسی therapies است.

      وجه وصفی حال therapy چی میشه؟

      وجه وصفی حال therapy در زبان انگلیسی therapying است.

      سوم‌شخص مفرد therapy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد therapy در زبان انگلیسی therapies است.

      ارجاع به لغت therapy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «therapy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/therapy

      لغات نزدیک therapy

      • - therapeutist
      • - therapist
      • - therapy
      • - there
      • - there and then
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.