Counteraction

ˌkaʊntəˈrækʃn̩ ˌkaʊntəˈrækʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
اقدام متقابل

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد counteraction

  1. noun opposition
    Synonyms:
    resistance contradiction contravention
  1. noun cancellation
    Synonyms:
    undoing retaliation revenge reprisal retribution requital vengeance offsetting counterbalancing reciprocation neutralization neutralisation tit for tat counterattack counterblow

ارجاع به لغت counteraction

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «counteraction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/counteraction

لغات نزدیک counteraction

پیشنهاد بهبود معانی