آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۵

      Revenge

      rɪˈvendʒ rɪˈvendʒ

      گذشته‌ی ساده:

      revenged

      شکل سوم:

      revenged

      سوم‌شخص مفرد:

      revenges

      وجه وصفی حال:

      revenging

      شکل جمع:

      revenges

      معنی revenge | جمله با revenge

      noun uncountable B2

      انتقام، تلافی، خون‌خواهی، کینه‌جویی، کینه‌توزی

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Parviz was determined to get his revenge.

      پرویز مصمم بود که انتقام خود را بگیرد.

      Revenge is the work of the devil.

      کینه‌توزی کار شیطان است.

      verb - transitive B2

      انتقام گرفتن، تلافی کردن، خون‌خواهی کردن، کینه‌جویی کردن

      In some historical conflicts, nations would often seek to revenge perceived injustices through military retaliation.

      در برخی درگیری‌های تاریخی، ملت‌ها اغلب تلاش می‌کردند تا با تلافی نظامی، انتقام بی‌عدالتی‌های درک‌شده را بگیرند.

      The novel explores the complex psychological motives that drive a character to revenge a betrayal, rather than pursue forgiveness.

      این رمان انگیزه‌های روان‌شناختی پیچیده‌ای را بررسی می‌کند که شخصیتی را به کینه‌جویی گرفتن از یک خیانت سوق می‌دهد، نه به‌دنبال بخشش رفتن.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many literary works feature protagonists who must decide whether to revenge a personal slight or to rise above it.

      بسیاری از آثار ادبی دارای قهرمانانی هستند که باید تصمیم بگیرند آیا از یک توهین شخصی تلافی کنند یا از آن فراتر روند.

      The young boxer revenged his loss.

      مشت‌باز جوان شکست خود را تلافی کرد.

      He revenged his father's murder.

      انتقام قتل پدرش را گرفت.

      noun uncountable

      جبران

      In a competitive market, companies often seek technological innovation as a form of revenge against rivals who have previously dominated sales.

      در بازار رقابتی، شرکت‌ها اغلب نوآوری تکنولوژیک را به‌عنوان نوعی جبران در برابر رقبایی که قبلاً بر فروش مسلط بوده‌اند، جستجو می‌کنند.

      After facing several setbacks in their research, the team's groundbreaking discovery was a sweet revenge for their persistent efforts.

      پس‌از مواجهه با چندین شکست در تحقیقاتشان، کشف پیشگامانه‌ی تیم، جبرانی شیرین برای تلاش‌های مداوم آن‌ها بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد revenge

      1. noun retaliation for wrong, grievance
        Synonyms:
        retribution reprisal retaliation requital repayment getting even measure for measure eye for an eye tit for tat counterblow return satisfaction attack fight vengeance rancor vindictiveness malevolence ill will animus spitefulness vengefulness implacability ruthlessness sortie avengment avenging counterplay counterinsurgency
        Antonyms:
        forgiveness pardon sympathy
      1. verb retaliate for wrong, grievance
        Synonyms:
        avenge retaliate repay requite reciprocate return pay back get back at get even settle with even the score fight back hit back punish defend vindicate redress justify fix settle up score give comeuppance give just desserts make reprisal turn the tables on return the compliment match pay off square stick it to fix one’s wagon get kick back pay back in spades take an eye for an eye venge be out for blood retort
        Antonyms:
        forgive pardon sympathize

      Collocations

      be revenged

      انتقام گرفتن، خونخواهی کردن

      revenge oneself (on somebody)

      (از کسی) انتقام گرفتن، دق دل خود را خالی کردن

      seek revenge

      کینه‌توزی کردن،دنبال انتقام بودن

      سوال‌های رایج revenge

      گذشته‌ی ساده revenge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده revenge در زبان انگلیسی revenged است.

      شکل سوم revenge چی میشه؟

      شکل سوم revenge در زبان انگلیسی revenged است.

      شکل جمع revenge چی میشه؟

      شکل جمع revenge در زبان انگلیسی revenges است.

      وجه وصفی حال revenge چی میشه؟

      وجه وصفی حال revenge در زبان انگلیسی revenging است.

      سوم‌شخص مفرد revenge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد revenge در زبان انگلیسی revenges است.

      ارجاع به لغت revenge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «revenge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/revenge

      لغات نزدیک revenge

      • - revelry
      • - revenant
      • - revenge
      • - revenge oneself (on somebody)
      • - revengeful
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.