آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Revenge

    rɪˈvendʒ rɪˈvendʒ

    گذشته‌ی ساده:

    revenged

    شکل سوم:

    revenged

    سوم‌شخص مفرد:

    revenges

    وجه وصفی حال:

    revenging

    شکل جمع:

    revenges

    معنی revenge | جمله با revenge

    noun verb - transitive uncountable B2

    خونخواهی کردن، کینه‌جویی کردن، انتقام کشیدن، انتقام

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Revenge is the work of the devil.

    کینه‌توزی کار شیطان است.

    Parviz was determined to have his revenge.

    پرویز مصمم بود که انتقام خود را بگیرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He revenged his father's murder.

    انتقام قتل پدرش را گرفت.

    The young boxer revenged his loss.

    مشت‌باز جوان شکست خود را تلافی کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد revenge

    1. noun retaliation for wrong, grievance
      Synonyms:
      retribution reprisal retaliation requital repayment getting even measure for measure eye for an eye tit for tat counterblow return satisfaction attack fight vengeance rancor vindictiveness malevolence ill will animus spitefulness vengefulness implacability ruthlessness sortie avengment avenging counterplay counterinsurgency
      Antonyms:
      forgiveness pardon sympathy
    1. verb retaliate for wrong, grievance
      Synonyms:
      avenge retaliate repay requite reciprocate return pay back get back at get even settle with even the score fight back hit back punish defend vindicate redress justify fix settle up score give comeuppance give just desserts make reprisal turn the tables on return the compliment match pay off square stick it to fix one’s wagon get kick back pay back in spades take an eye for an eye venge be out for blood retort
      Antonyms:
      forgive pardon sympathize

    Collocations

    be revenged

    انتقام گرفتن، خونخواهی کردن

    revenge oneself (on somebody)

    (از کسی) انتقام گرفتن، دق دل خود را خالی کردن

    سوال‌های رایج revenge

    گذشته‌ی ساده revenge چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده revenge در زبان انگلیسی revenged است.

    شکل سوم revenge چی میشه؟

    شکل سوم revenge در زبان انگلیسی revenged است.

    شکل جمع revenge چی میشه؟

    شکل جمع revenge در زبان انگلیسی revenges است.

    وجه وصفی حال revenge چی میشه؟

    وجه وصفی حال revenge در زبان انگلیسی revenging است.

    سوم‌شخص مفرد revenge چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد revenge در زبان انگلیسی revenges است.

    ارجاع به لغت revenge

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «revenge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/revenge

    لغات نزدیک revenge

    • - revelry
    • - revenant
    • - revenge
    • - revenge oneself (on somebody)
    • - revengeful
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.