آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ آذر ۱۴۰۲

      Counterattack

      ˈkaʊntərəˌtæk ˈkaʊntərəˌtæk ˈkaʊntərəˌtæk

      گذشته‌ی ساده:

      counterattacked

      شکل سوم:

      counterattacked

      سوم‌شخص مفرد:

      counterattacks

      وجه وصفی حال:

      counterattacking

      شکل جمع:

      counterattacks

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: counter-attack

      معنی counterattack | جمله با counterattack

      noun countable

      حمله‌ی متقابل، ضدحمله، پاتک

      The army launched a counterattack to push back the enemy forces.

      ارتش برای عقب راندن نیروهای دشمن دست به حمله‌ی متقابل زد.

      The boxer dodged his opponent's punch and launched a counterattack.

      مشت‌زن از مشت حریف جاخالی داد و ضدحمله‌ای را انجام کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      ضدحمله زدن، حمله‌ی متقابل کردن، دست به حمله‌ی متقابل زدن، دست به ضدحمله زدن، پاتک زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      They counterattacked with all their tanks.

      آنان با همه‌ی تانک‌های خود پاتک زدند.

      The enemy troops were advancing, but our soldiers quickly counter-attacked and pushed them back.

      نیروهای دشمن در حال پیشروی بودند اما سربازان ما به‌سرعت ضد حمله زدند و آن‌ها را عقب راندند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد counterattack

      1. noun the act of retaliating
        Synonyms:
        retaliation revenge reprisal retribution reciprocation requital tit for tat counteraction counterblow countermove counterplay vengeance
      1. verb make a counterattack
        Synonyms:
        counterstrike

      لغات هم‌خانواده counterattack

      noun
      attack, counterattack, attacker
      adjective
      attacking, counterattacking
      verb - transitive
      attack, counterattack

      سوال‌های رایج counterattack

      گذشته‌ی ساده counterattack چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده counterattack در زبان انگلیسی counterattacked است.

      شکل سوم counterattack چی میشه؟

      شکل سوم counterattack در زبان انگلیسی counterattacked است.

      شکل جمع counterattack چی میشه؟

      شکل جمع counterattack در زبان انگلیسی counterattacks است.

      وجه وصفی حال counterattack چی میشه؟

      وجه وصفی حال counterattack در زبان انگلیسی counterattacking است.

      سوم‌شخص مفرد counterattack چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد counterattack در زبان انگلیسی counterattacks است.

      ارجاع به لغت counterattack

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «counterattack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/counterattack

      لغات نزدیک counterattack

      • - counteraction
      • - counteractive
      • - counterattack
      • - counterattacking
      • - counterbalance
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.