گذشتهی ساده:
rantedشکل سوم:
rantedسومشخص مفرد:
rantsوجه وصفی حال:
rantingشکل جمع:
rantsلفاظی کردن، یاوهسرایی کردن، غر زدن، شکوه کردن، دادوقال کردن، بیهوده گفتن، سرزنش کردن، پرخاش کردن
The two warriors ranted and raved at each other.
دو جنگجو به هم پرخاش کردند و خروشیدند.
Politicians often rant when they are under pressure.
سیاستمداران وقتی تحت فشار هستند، اغلب دادوقال میکنند.
دادوقال، غر، یاوهسرایی، پرخاشگری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Sometimes his talks become nothing more than a rant.
گاهی سخنرانیهای او به یاوهسرایی تبدیل میشوند.
He launched into a rant during the meeting, criticizing everyone.
در جلسه به غر زدن و انتقاد کردن از همه پرداخت.
گذشتهی ساده rant در زبان انگلیسی ranted است.
شکل سوم rant در زبان انگلیسی ranted است.
شکل جمع rant در زبان انگلیسی rants است.
وجه وصفی حال rant در زبان انگلیسی ranting است.
سومشخص مفرد rant در زبان انگلیسی rants است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rant» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rant