آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ تیر ۱۴۰۴

      Rave

      reɪv reɪv

      گذشته‌ی ساده:

      raved

      شکل سوم:

      raved

      سوم‌شخص مفرد:

      raves

      وجه وصفی حال:

      raving

      شکل جمع:

      raves

      معنی rave | جمله با rave

      verb - intransitive

      دادوبیداد کردن، قیل‌وقال کردن، بدوبیراه گفتن، جاروجنجال راه انداختن، پرت‌وپلا گفتن، هذیان گفتن، دادوفریاد راه انداختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      He raved like a madman and threw the dishes out of the window.

      او مانند دیوانه‌ها دادوبیداد می‌کرد و ظرف‌ها را از پنجره به بیرون می‌انداخت.

      She's always raving about the government.

      او همیشه در مورد دولت بدوبیراه می‌گوید.

      verb - intransitive informal

      باحرارت‌واشتیاق صحبت کردن، تعریف‌وتمجید کردن، تحسین کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The critics all raved about his latest film, calling it a cinematic masterpiece.

      منتقدان همگی درباره‌ی آخرین فیلم او با حرارت‌واشتیاق صحبت کردند و آن را یک شاهکار سینمایی نامیدند.

      She raved about the new restaurant, saying it was the best meal she had ever tasted.

      او از رستوران جدید تعریف‌وتمجید کرد و گفت این بهترین غذایی بود که تابه‌حال چشیده است.

      adjective informal

      تمجیدآمیز، قابل‌ستایش‌، تحسین‌برانگیز

      the rave reviews of his new movie

      نقدهای تحسین‌برانگیز فیلم جدیدش

      She was known for her rave reviews on art exhibitions.

      او به‌خاطر نقدهای تحسین‌برانگیزش در نمایشگاه‌های هنری شهرت داشت.

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی پارتی، جشن، مهمانی رقص

      We attended a rave last night.

      ما دیشب در یک پارتی شرکت کردیم.

      Let's go to the rave tonight and dance until dawn.

      بیا امشب به پارتی برویم و تا بامداد برقصیم.

      verb - intransitive

      خروشیدن، یورش بردن، هجوم بردن، ناگهان حمله کردن

      The crowd began to rave towards the stage as soon as the band started playing.

      به‌محض اینکه گروه شروع به نواختن کرد، جمعیت به‌سمت صحنه هجوم بردند.

      The angry protestors rave through the streets demanding justice for their cause.

      معترضان عصبانی در خیابان‌ها یورش بردند و خواستار اجرای عدالت برای آرمان‌ خود شدند.

      verb - transitive

      دیوانه شدن، عصبی شدن، به جنون رسیدن

      The customer stormed out of the store, raving about their poor service.

      مشتری در مورد خدمات ضعیف‌شان عصبی شد و از فروشگاه خارج شد.

      He began to rave uncontrollably after consuming too many energy drinks.

      او پس‌از مصرف بیش از حد نوشیدنی‌های انرژی‌زا دیوانه شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rave

      1. verb talk endlessly
        Synonyms:
        carry on prattle babble gabble rattle on mouth rant rage rail storm harangue orate declaim thunder bloviate prate jabber splutter roar retort go crazy go mad fume freak out go bananas flip one’s lid blow one’s top make a to-do run amuck wander perorate be delirious talk wildly go ape come unglued
      1. verb be very enthusiastic
        Synonyms:
        be excited be delighted enthuse praise be wild about be mad about gush bubble rhapsodize go on about carry on about cry up make a to-do fall all over effervesce
        Antonyms:
        discourage denounce

      سوال‌های رایج rave

      معنی rave به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «rave» در زبان فارسی به «تحسین شدید» یا «جشن رقص پرشور» (بسته به کاربرد) ترجمه می‌شود.

      در معنای نخست، «rave» به تحسین و تمجید افراطی از چیزی یا کسی اطلاق می‌شود، به‌ویژه زمانی که فرد با شور و هیجان درباره‌ی یک اثر هنری، فیلم، غذا یا تجربه‌ای خاص صحبت می‌کند. در این کاربرد، واژه‌ی «rave review» به نقدی بسیار مثبت اشاره دارد، مانند زمانی که یک فیلم یا نمایش با استقبال گسترده‌ی منتقدان و تماشاگران روبه‌رو می‌شود. این تحسین‌ها معمولاً با واژه‌هایی پرشور، زبان اغراق‌آمیز و احساسات فراوان همراه‌اند و نشان‌دهنده‌ی تأثیر عمیق آن تجربه یا اثر بر مخاطب هستند.

      در معنای دوم، «rave» به نوع خاصی از جشن و مهمانی اشاره دارد که معمولاً در فضایی باز یا در محیط‌های غیررسمی و بزرگ برگزار می‌شود و با موسیقی الکترونیک، دی‌جی، رقص‌های پرانرژی و نورپردازی‌های چشم‌نواز همراه است. این نوع مهمانی‌ها از دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی در کشورهای غربی، به‌ویژه بریتانیا و ایالات متحده رواج پیدا کرد و با فرهنگ موسیقی تکنو، ترنس، و هاوس درهم آمیخته شد. در این جشن‌ها، افراد معمولاً ساعت‌های طولانی به رقص و شادی می‌پردازند و فضای کلی آن با حس رهایی، انرژی بالا و جمع‌گرایی همراه است.

      جشن‌های «رِیو» اغلب با روحیه‌ی مخالفت با هنجارهای اجتماعی سنتی، آزادی فردی، و اتحاد جمعی جوانان پیوند خورده‌اند. به همین دلیل، در برخی کشورها، این نوع تجمعات گاه به عنوان رفتارهایی غیرقانونی یا چالش‌برانگیز تلقی شده‌اند، به‌ویژه اگر بدون مجوز رسمی یا در ساعات نامتعارف شب برگزار شوند. با این حال، بسیاری از مردم آن را تجلی موسیقی، فرهنگ جوانان و شادی بی‌قید و شرط می‌دانند.

      از منظر جامعه‌شناختی، «rave» به عنوان یک خرده‌فرهنگ نیز بررسی شده است. این خرده‌فرهنگ با ارزش‌هایی مانند صلح، عشق، اتحاد و احترام (که در شعار معروف PLUR خلاصه می‌شود) شناخته می‌شود. لباس‌های رنگارنگ، حرکات آزاد رقص، و تعامل بدون قضاوت با دیگران، ویژگی‌هایی هستند که فضای این جشن‌ها را از سایر تجمعات متمایز می‌کنند. در این فضا، موسیقی نه‌تنها وسیله‌ای برای تفریح، بلکه ابزاری برای اتصال عاطفی و تجربه‌ی جمعی است.

      واژه‌ی «rave» چه در معنای تحسین شدید و چه در مفهوم فرهنگی جشن‌های پرشور، نشانه‌ای از بیان آزاد احساسات، ستایش بی‌پروا و تجربه‌های پرانرژی انسانی است. این واژه نشان می‌دهد که گاهی هیجان و افراط، نه تنها مذموم نیستند، بلکه می‌توانند بیانگر عمق لذت، تحسین یا آزادی باشند.

      گذشته‌ی ساده rave چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rave در زبان انگلیسی raved است.

      شکل سوم rave چی میشه؟

      شکل سوم rave در زبان انگلیسی raved است.

      شکل جمع rave چی میشه؟

      شکل جمع rave در زبان انگلیسی raves است.

      وجه وصفی حال rave چی میشه؟

      وجه وصفی حال rave در زبان انگلیسی raving است.

      سوم‌شخص مفرد rave چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rave در زبان انگلیسی raves است.

      ارجاع به لغت rave

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rave» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rave

      لغات نزدیک rave

      • - ravage
      • - ravager
      • - rave
      • - rave review
      • - rave-up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.