Come Unglued

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom
(آمریکا - عامیانه) پریشان‌حواس شدن، خونسردی خود را از دست دادن، بر آشفتن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد come unglued

  1. verb lose one's cool
    Synonyms:
    break down fall apart go to pieces disintegrate malfunction fall to pieces fall to bits come unstuck come apart at the seams come unwrapped come apart at the seams

ارجاع به لغت come unglued

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «come unglued» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/come-unglued

لغات نزدیک come unglued

پیشنهاد بهبود معانی