آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Unleash

      ʌnˈliːʃ ʌnˈliːʃ

      گذشته‌ی ساده:

      unleashed

      شکل سوم:

      unleashed

      سوم‌شخص مفرد:

      unleashes

      وجه وصفی حال:

      unleashing

      معنی unleash | جمله با unleash

      verb - transitive

      از بند باز کردن، رها کردن، آزاد کردن، خالی کردن، برانگیختن (به‌طور ناگهانی)

      The explosion unleashed a fire that quickly spread through the entire building.

      انفجار آتشی را آزاد ساخت که به‌سرعت در سراسر ساختمان گسترش یافت.

      The dictator’s speech unleashed a wave of anger among the citizens.

      سخنرانی دیکتاتور موجی از خشم را در میان شهروندان برانگیخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The storm unleashed its fury on the coastal regions.

      توفان خشم خود را در نواحی ساحلی آزاد کرد.

      With a single command, the general could unleash chaos on the battlefield.

      ژنرال با یک فرمان می‌توانست هرج‌و‌مرج را در میدان نبرد موجب شود.

      verb - transitive

      به حرکت درآوردن (با قدرت)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The team decided to unleash their strategy during the final minutes of the game.

      این تیم تصمیم گرفت استراتژی خود را در دقایق پایانی بازی به حرکت درآورد.

      The coach aimed to unleash the team's full potential during the final match.

      هدف مربی این بود که در بازی فینال تمام پتانسیل تیم را به حرکت درآورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unleash

      1. verb turn loose or free from restraint
        Synonyms:
        free release discharge loose let-loose vent

      سوال‌های رایج unleash

      گذشته‌ی ساده unleash چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده unleash در زبان انگلیسی unleashed است.

      شکل سوم unleash چی میشه؟

      شکل سوم unleash در زبان انگلیسی unleashed است.

      وجه وصفی حال unleash چی میشه؟

      وجه وصفی حال unleash در زبان انگلیسی unleashing است.

      سوم‌شخص مفرد unleash چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد unleash در زبان انگلیسی unleashes است.

      ارجاع به لغت unleash

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unleash» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unleash

      لغات نزدیک unleash

      • - unlearn
      • - unlearned
      • - unleash
      • - unleavened
      • - unless
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.