آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Disentanglement

ˌdɪsɪnˈtæŋɡlmənt ˌdɪsɪnˈtæŋɡlmənt

معنی disentanglement

noun

از بند آزاد کردن، از اسارت درآوردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد disentanglement

  1. noun the act of releasing from a snarled or tangled condition
    Synonyms:
    untangling extrication unsnarling exsection avulsion evulsion

ارجاع به لغت disentanglement

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disentanglement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/disentanglement

لغات نزدیک disentanglement

پیشنهاد بهبود معانی