آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Insouciant

ɪnˈsuːsɪənt ɪnˈsuːsɪənt

معنی insouciant | جمله با insouciant

adjective

ادبی بی‌قید، بی‌خیال، بی‌تفاوت، سرخوش، سهل‌انگار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

The insouciant child ran freely through the park.

کودک سرخوش آزادانه در پارک دوید.

The insouciant girl danced through the meadow.

دختر سرخوش در چمنزار رقصید.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insouciant

ارجاع به لغت insouciant

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «insouciant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insouciant

لغات نزدیک insouciant

پیشنهاد بهبود معانی