مقدر، فرمانداده، دستورداده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
It was decreed that global inequality would shape migration patterns for decades to come.
مقدر بود که نابرابری جهانی، الگوهای مهاجرت را برای دههها شکل دهد.
From the moment they met, it was decreed their lives would be intertwined.
از لحظهای که آنها ملاقات کردند، مقدر بود که زندگیشان در هم تنیده شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «decreed» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/decreed