فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Daikon

ˈdaɪkɑːn ˈdaɪkɒn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد daikon

  1. noun Radish of Japan with a long hard durable root eaten raw or cooked
    Synonyms: radish, japanese radish, Raphanus sativus longipinnatus

ارجاع به لغت daikon

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «daikon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/daikon

لغات نزدیک daikon

پیشنهاد بهبود معانی