فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Radish

ˈrædɪʃ ˈrædɪʃ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    radishes

معنی

پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد radish

  1. noun A cruciferous plant of the genus Raphanus having a pungent edible root
    Synonyms: radish plant, raphanus-sativus
  2. noun Radish of Japan with a long hard durable root eaten raw or cooked
    Synonyms: daikon, japanese radish, Raphanus sativus longipinnatus

ارجاع به لغت radish

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «radish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/radish

لغات نزدیک radish

پیشنهاد بهبود معانی