آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ آذر ۱۴۰۴

    Intro

    ˈɪntroʊ ˈɪntrəʊ ˈɪntrəʊ

    شکل جمع:

    intros

    توضیحات:

    intro مخفف لغت introduction است.

    معنی intro | جمله با intro

    abbreviation noun countable informal

    قطعه‌ی آغازی، سخن آغازین

    The intro of the song features a beautiful melody.

    قطعه‌ی آغازی آهنگ دارای ملودی زیبایی است.

    The intro sets the tone for the entire presentation.

    سخن آغازین لحن کل ارائه را تعیین می‌کند.

    abbreviation noun singular informal

    معرفی، شناخت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    I loved the catchy intro of the new song.

    من عاشق معرفی جذاب آهنگ جدید شدم.

    His intro made the complex topic easier to understand.

    معرفی او درک موضوع پیچیده را آسان‌تر کرد.

    abbreviation noun countable informal

    پیش‌گفتار، مقدمه

    The intro to the course was engaging and informative.

    مقدمه‌ی دوره جذاب و آموزنده بود.

    I always read the intro before diving into a new book.

    من همیشه قبل‌از غرق شدن در کتابی جدید، پیش‌گفتار را می‌خوانم.

    abbreviation noun countable informal

    آشنایی، آشناسازی

    The intro at the party helped everyone feel more comfortable.

    آشناسازی در مهمانی به همه کمک کرد که احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

    His intro made it easy for the new team members to connect.

    آشناسازی او ارتباط اعضای تیم جدید را آسان کرد.

    prefix

    (-intro) به درون، درون‌سوی، درون [introvert]

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد intro

    1. noun formally making a person known to another or to the public
      Synonyms:
      introduction presentation

    لغات هم‌خانواده intro

    noun
    introduction, intro
    adjective
    introductory
    verb - transitive
    introduce

    سوال‌های رایج intro

    شکل جمع intro چی میشه؟

    شکل جمع intro در زبان انگلیسی intros است.

    معنی intro به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «intro» در زبان فارسی به «مقدمه» یا «بخش آغازین» ترجمه می‌شود.

    این واژه معمولاً به بخشی از یک متن، سخنرانی، فیلم، موسیقی یا هر اثر رسانه‌ای اشاره دارد که به‌عنوان آغاز یا معرفی عمل می‌کند. «Intro» کوتاه‌شده‌ی «introduction» است و نقش آن فراهم کردن زمینه، جلب توجه مخاطب و آماده‌سازی او برای محتوای اصلی اثر است. به همین دلیل، اهمیت آن فراتر از صرفاً یک بخش ابتدایی است و می‌تواند تجربه‌ی مخاطب را به‌طور قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

    در موسیقی، «intro» معمولاً بخشی کوتاه از آهنگ است که پیش از ورود به بخش اصلی اجرا می‌شود. این بخش ممکن است شامل ملودی، ریتم یا صدایی خاص باشد که فضایی برای شنونده ایجاد کرده و حس انتظار و آمادگی به وجود می‌آورد. یک «intro» موفق می‌تواند حتی خاطره‌ای ماندگار در ذهن مخاطب ایجاد کند و نقش کلیدی در گیرایی و جذابیت اثر ایفا نماید.

    در حوزه‌ی متون نوشتاری و سخنرانی، «intro» به پاراگراف یا بخش آغازین گفته می‌شود که هدفش معرفی موضوع، بیان اهمیت آن و آماده‌سازی خواننده یا شنونده برای ادامه‌ی مطلب است. یک مقدمه‌ی خوب معمولاً شامل ارائه‌ی پیش‌زمینه، طرح سوال یا ارائه‌ی نکته‌ای تحریک‌آمیز است که مخاطب را به ادامه‌ی متن ترغیب کند. همین نقش باعث می‌شود که «intro» بخش حیاتی هر متن یا سخنرانی باشد.

    کاربرد «intro» در رسانه‌های تصویری نیز گسترده است. در فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی یا ویدئوهای آموزشی، intro معمولاً شامل لوگو، موسیقی کوتاه، تصاویر یا متنی است که موضوع اصلی برنامه را معرفی می‌کند. این بخش نه‌تنها جنبه‌ی اطلاعاتی دارد، بلکه بخشی از هویت بصری و سبک اثر نیز محسوب می‌شود و می‌تواند تأثیر مهمی بر جذابیت و حرفه‌ای بودن تولید داشته باشد.

    «intro» به‌عنوان بخش آغازین، نقش کلیدی در ایجاد ارتباط اولیه با مخاطب و آماده‌سازی او برای تجربه‌ی محتوای اصلی ایفا می‌کند. این واژه یادآور اهمیت طراحی شروعی جذاب و مؤثر در هر اثر هنری، نوشتاری یا رسانه‌ای است و نشان می‌دهد که آغاز یک اثر چقدر می‌تواند تعیین‌کننده‌ی کیفیت و تأثیرگذاری کل آن باشد.

    ارجاع به لغت intro

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «intro» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/intro

    لغات نزدیک intro

    • - intrinsic factor
    • - intrinsically
    • - intro
    • - introduce
    • - introduce a law
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.