Pulsation

pʌlˈseɪʃn pʌlˈseɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    pulsations

معنی

noun
جهندش، ضربان، اهتزاز، تپش، نوسان، ارتعاشات

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد pulsation

  1. noun a periodic contraction or sound of something coursing
    Synonyms:
    beat pulse throb palpitation
  1. noun the rhythmic contraction and expansion of the arteries with each beat of the heart
    Synonyms:
    pulse beat heartbeat throb pulsing impulse quiver shiver

ارجاع به لغت pulsation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pulsation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pulsation

لغات نزدیک pulsation

پیشنهاد بهبود معانی