شکل جمع:
pulsatorsدستگاه مرتعش، تپشگر، دستگاه تپنده (برای مثال برای ماساژدادن)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The milking machine has a pulsator to extract milk efficiently.
دستگاه شیردوش دارای تپندهای است تا شیر را بهطور مؤثر خارج کند.
A pulsator rhythmically sends pulses through the system.
وسیلهی تپنده بهطور متناوب پالسهایی را از طریق سیستم ارسال میکند.
شکل جمع pulsator در زبان انگلیسی pulsators است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pulsator» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pulsator