فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flareback

flerˌbæk ˈflɛəbæk
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله، اشتعال معکوس، بازگشت شعله (شعله‌ای که به‌طور معکوس از لوله‌ی توپ و کوره و غیره خارج شود)
    • - He had to be careful to avoid a flareback while firing the cannon.
    • - باید دقت می‌کرد که هنگام شلیک توپ از اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله جلوگیری کند.
    • - a sudden flareback
    • - اشتعال معکوس ناگهانی
  • noun countable
    بازرخداد، عود، بازگشت
    • - a flareback of winter in May
    • - بازرخداد زمستان در ماه مه
    • - the flareback of pain in his leg
    • - عود درد در پایش
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت flareback

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flareback» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flareback

لغات نزدیک flareback

پیشنهاد بهبود معانی