آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۳

      Bell

      bel bel

      گذشته‌ی ساده:

      belled

      سوم‌شخص مفرد:

      bells

      وجه وصفی حال:

      belling

      شکل جمع:

      bells

      معنی bell | جمله با bell

      noun countable B1

      زنگ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The bell rang.

      زنگ به صدا درآمد.

      Did you hear the bell?

      صدای زنگ را شنیدی؟

      noun countable

      ناقوس

      bell, ناقوس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The church bell chimed at noon.

      ناقوس کلیسا در ظهر به صدا درآمد.

      I heard the sound of a bell in the distance.

      صدای ناقوس را از دور شنیدم.

      verb - transitive

      زنگوله بستن، زنگ بستن

      She will bell the cat so we can hear it coming.

      او به گربه زنگوله می‌بندد تا صدای آمدنش را بشنویم.

      We need to bell our bikes so pedestrians can hear us coming.

      باید به دوچرخه‌هایمان زنگ ببندیم تا عابران پیاده صدای آمدن ما را بشنوند.

      verb - intransitive verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی زنگ زدن (به کسی)

      I belled my friend to invite her to the party.

      به دوستم زنگ زدم تا او را به مهمانی دعوت کنم.

      He belled me yesterday.

      دیروز به من زنگ زد.

      verb - intransitive

      ادبی به شکل زنگ درآمدن

      The clouds began to bell in the distance.

      ابرها از دور شروع به به شکل زنگ درآمدن کردند.

      The flower petals began to bell.

      گلبرگ‌های گل شروع به به شکل زنگ درآمدن کردند.

      noun

      زنگ (صدا)

      The bell's melodic tone filled the room.

      لحن ملودیک زنگ اتاق را پر کرده بود.

      I could hear the bell.

      توانستم صدای زنگ را بشنوم.

      noun

      زنگ (که هر نیم‌ساعت در کشتی به صدا درمی‌آید)

      The sailor eagerly awaited the sound of the bell.

      ملوان مشتاقانه منتظر صدای زنگ بود.

      The captain ordered the crew to gather on deck when they heard the bell.

      کاپیتان به خدمه دستور داد با شنیدن صدای زنگ روی عرشه جمع شوند.

      noun countable

      به شکل زنگ، زنگ‌مانند، ناقوس‌مانند

      The scientist studied the bell-shaped organ in the lab.

      دانشمند این اندام زنگ‌مانند را در آزمایشگاه مطالعه کرد.

      The moose's dewlap was like a bell.

      لاله‌ی موس (بزرگ‌ترین نوع گوزن از لحاظ هیکل) به شکل زنگ بود.

      noun countable

      موسیقی (به‌صورت جمع) سنتور فرنگی (سنتوری که به جای سیم تسمه‌های فلزی و صدایی زنگ‌مانند دارد)

      The bells rang out in celebration.

      سنتور فرنگی در جشن به صدا درآمد.

      She played the bells in the school band.

      او در گروه موسیقی مدرسه سنتور فرنگی می‌نواخت.

      verb - transitive

      به‌تدریج فراخ شدن (مانند ناقوس)

      The dough in the oven began to bells.

      خمیر درون فر شروع به به‌تدریج فراخ شدن کرد.

      The flowers in the garden bells beautifully in the spring.

      گل‌های باغ در بهار به‌زیبایی به‌تدریج فراخ می‌شدند.

      noun countable

      غرش، صدای شبیه نعره کردن

      The bell of the lion could be heard for miles.

      صدای غرش شیر تا کیلومترها به گوش می‌رسید.

      The bell of the elephant echoed through the jungle.

      نعره‌ی فیل در جنگل پیچید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bell

      1. noun signaling object or sound
        Synonyms:
        alarm siren buzzer ringer chime gong peal toll ding-dong clapper curfew vesper buzz dinger tocsin carillon tintinnabulum

      Collocations

      bell curve

      کمان زنگ‌سان، منحنی زنگدیس

      bell-shaped

      زنگدیس، ناقوس مانند

      give (someone) a bell

      (انگلیس) تلفن زدن (به کسی)

      ring a bell

      1- زنگ را زدن 2- خاطره‌ای را زنده کردن، به یاد آوردن، به‌نظر آشنا آمدن

      wind bell

      زنگوله‌ی بادی، باد زنگ (رجوع شود به: wind chimes)

      Idioms

      it rings a bell

      مثل اینکه دارد یادم می‌آید، مرا به یاد چیزی می‌اندازد

      ring a bell

      1- زنگ را زدن 2- خاطره‌ای را زنده کردن، به یاد آوردن، به‌نظر آشنا آمدن

      ring the bell

      (عامیانه) موفق شدن، به کامیابی رسیدن

      (as) clear as a bell

      کاملاً واضح، کاملاً رسا

      سوال‌های رایج bell

      معنی bell به فارسی چی میشه؟

      کلمه "bell" در زبان انگلیسی به معنای "زنگ" است و در زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اینجا به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب مربوط به این کلمه می‌پردازیم.

      معانی و توضیحات

      1. زنگ: اصلی‌ترین معنی "bell" زنگی است که معمولاً از فلز ساخته می‌شود و با ضربه زدن به آن صدا تولید می‌شود. زنگ‌ها در مکان‌های مختلفی مانند کلیساها، مدارس، و ساختمان‌های عمومی استفاده می‌شوند. زنگ‌های بزرگ معمولاً برای اعلام زمان یا فراخوانی مردم به کار می‌روند.

      2. زنگوله: این کلمه می‌تواند به زنگوله‌های کوچکی اشاره داشته باشد که بر روی حیوانات، به ویژه گاوها، نصب می‌شود. این زنگوله‌ها به صاحبان حیوانات کمک می‌کند تا محل آنها را پیدا کنند.

      3. زنگ هشدار: در برخی موارد، "bell" به معنای زنگ هشدار یا زنگ خطر نیز به کار می‌رود. این نوع زنگ‌ها معمولاً در سیستم‌های امنیتی و هشداردهنده‌ها استفاده می‌شوند تا به افراد درباره خطرات احتمالی اطلاع دهند.

      4. زنگ تفریح: در مدارس، معمولاً زنگی برای اعلام شروع و پایان کلاس‌ها وجود دارد که به آن "زنگ تفریح" می‌گویند. این زنگ به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد تا استراحت کنند و به فعالیت‌های اجتماعی بپردازند.

      نکات جالب

      - تاریخچه زنگ‌ها: زنگ‌ها به طور تاریخی به عنوان ابزارهای ارتباطی استفاده می‌شدند. اولین زنگ‌ها در چین باستان و سپس در تمدن‌های دیگر مانند روم و یونان ساخته شدند. زنگ‌ها به تدریج به نمادهای مذهبی و اجتماعی تبدیل شدند.

      - زنگ در فرهنگ‌ها: در بسیاری از فرهنگ‌ها، زنگ‌ها نقش مهمی دارند. به عنوان مثال، در فرهنگ ژاپنی، زنگ‌های مخصوصی برای دعا و مراسم مذهبی به کار می‌روند. همچنین در برخی از جوامع، زنگ‌ها برای جشن‌ها و مراسم‌های خاص به صدا درمی‌آیند.

      - زنگ در موسیقی: زنگ‌ها در موسیقی نیز کاربرد دارند. برخی از آهنگ‌ها و قطعات موسیقی با استفاده از زنگ‌ها ساخته می‌شوند و صدای خاصی تولید می‌کنند که به زیبایی کار می‌افزاید.

      - زنگ در ادبیات و هنر: زنگ‌ها به عنوان نمادهایی از زمان، تغییر و یادآوری در ادبیات و هنر به کار می‌روند. در بسیاری از داستان‌ها و شعرها، زنگ به عنوان نماد آغاز یا پایان یک فصل از زندگی یا رویدادها استفاده می‌شود.

      - زنگ و تکنولوژی: امروزه با پیشرفت تکنولوژی، زنگ‌ها به اشکال دیجیتال نیز درآمده‌اند. زنگ‌های هوشمند که با گوشی‌های هوشمند و سیستم‌های خانه هوشمند ارتباط دارند، به کاربران این امکان را می‌دهند که به راحتی از وضعیت امنیتی خانه خود مطلع شوند.

      گذشته‌ی ساده bell چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bell در زبان انگلیسی belled است.

      شکل جمع bell چی میشه؟

      شکل جمع bell در زبان انگلیسی bells است.

      وجه وصفی حال bell چی میشه؟

      وجه وصفی حال bell در زبان انگلیسی belling است.

      سوم‌شخص مفرد bell چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bell در زبان انگلیسی bells است.

      ارجاع به لغت bell

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bell» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bell

      لغات نزدیک bell

      • - belive
      • - belize
      • - bell
      • - bell buoy
      • - bell captain
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.