آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۲

      Shilly-shally

      ˈʃɪli ˌʃæli ˈʃɪli ˌʃæli

      معنی shilly-shally | جمله با shilly-shally

      verb - intransitive informal

      این دست اون دست کردن، دودل بودن، فس‌فس کردن، تردید کردن، مردد بودن، تردید داشتن (به‌ویژه روی چیزهای بی‌اهمیت)

      Stop shilly-shallying and just make a choice!

      دست از این دست اون دست کردن بردار و تصمیم بگیر!

      He shilly-shallied for so long that the opportunity passed him by.

      اون‌قدر فس‌فس کرد که فرصتش از دست رفت.

      adverb informal

      با دودلی، با شک و تردید

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He shilly-shally agreed to help me with the project.

      او با دودلی موافقت کرد که در پروژه به من کمک کند.

      The student shilly-shally answered the teacher's question.

      دانش‌آموز با شک و تردید به پرسش معلم پاسخ داد.

      adjective informal

      دودل، مردد، فس‌فسو

      The shilly-shally attitude of the politician caused him to lose support from his constituents.

      نگرش مردد این سیاست‌مدار باعث شد که او حمایت رأی‌دهندگان خود را از دست بدهد.

      shilly-shally employee

      کارمند فس‌فسو

      noun informal

      تردید، دودلی، فس‌فس

      His constant shilly-shally made it impossible for the team to make any progress.

      تردید مستمر او باعث شد که تیم نتواند پیشرفت کند.

      The shilly-shally of the committee members caused the decision-making process to drag on for weeks.

      دودلی اعضای کمیته باعث شد فرایند تصمیم‌گیری هفته‌ها طول بکشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shilly-shally

      1. verb to be irresolute in acting or doing
        Synonyms:
        hesitate pause waver stall falter dither vacillate procrastinate halt fluctuate wobble stagger dally dawdle trifle dodge be irresolute blow-hot-and-cold
      1. adjective given to or exhibiting hesitation
        Synonyms:
        hesitant indecisive tentative timid halting irresolute vacillatory vacillant pendulous
      1. noun the act of hesitating or state of being hesitant
        Synonyms:
        hesitation pause hesitancy indecision vacillation irresolution indecisiveness irresoluteness tentativeness timidity timidness to-and-fro

      ارجاع به لغت shilly-shally

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shilly-shally» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shilly-shally

      لغات نزدیک shilly-shally

      • - shilling
      • - shilluk
      • - shilly-shally
      • - shiloh
      • - shim
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.