آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Conk

      kɑːŋk / / kɒːŋk kɑːŋk / / kɒːŋk kɒŋk

      گذشته‌ی ساده:

      conked

      شکل سوم:

      conked

      سوم‌شخص مفرد:

      conks

      وجه وصفی حال:

      conking

      شکل جمع:

      conks

      معنی conk | جمله با conk

      noun adverb

      (به‌طور معمول با out ) ضعیف شدن، از کار افتادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He's got a big conk.

      کله‌ی او گنده است.

      He was conked hard.

      محکم تو سری خورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His old car finally conked out.

      اتومبیل قراضه‌ی او بالأخره از کار افتاد.

      When we got to the summit, I conked out.

      به قله کوه که رسیدیم من ضعف کردم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد conk

      1. noun the uppermost part of the body
        Synonyms:
        head bean nut noodle noggin dome block pate poll noddle
      1. noun a sudden sharp, powerful stroke
        Synonyms:
        hit blow whack bang crack thwack wallop belt pound clout slug sock swat wham bash biff clip bop lick whop welt paste
      1. verb to deliver a powerful blow to suddenly and sharply
        Synonyms:
        hit strike die pass go fail knock slam smash whack clip belt pop swat slug wallop bash sock thwack whop expire decease exit perish faint stall smite biff bop catch clout slog paste straighten swoon pass away wham pass out choke pop off drop-dead snuff-it croak kick-the-bucket give-up-the-ghost buy-the-farm cash in one's chips
      1. verb come to a stop
        Synonyms:
        stall

      Phrasal verbs

      conk out

      (عامیانه) 1- (ناگهان) خراب شدن، از کار افتادن

      2- خسته و درمانده شدن، (از زور خستگی) به خواب رفتن، از حال رفتن، ضعف کردن

      3- مردن

      سوال‌های رایج conk

      گذشته‌ی ساده conk چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده conk در زبان انگلیسی conked است.

      شکل سوم conk چی میشه؟

      شکل سوم conk در زبان انگلیسی conked است.

      شکل جمع conk چی میشه؟

      شکل جمع conk در زبان انگلیسی conks است.

      وجه وصفی حال conk چی میشه؟

      وجه وصفی حال conk در زبان انگلیسی conking است.

      سوم‌شخص مفرد conk چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد conk در زبان انگلیسی conks است.

      ارجاع به لغت conk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «conk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/conk

      لغات نزدیک conk

      • - conjurer
      • - conjuring trick
      • - conk
      • - conk out
      • - conker
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.